تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
خاك كلخيد روانه سازد و عدهء كمى كه با وى باقى مىمانند ، از آذوقه‌اى كه فراهم مىكنند قدرى براى خود نگاه دارند و بقيه را به « پترا » برسانند . بدينجهت پنجهزار نفر از ميان سپاهيان انتخاب كرد و آنها را به فرماندهى « فابريزوز » « 1 » و سه افسر ديگر در آنجا گذاشت و خود با بقيهء سپاه به ارمنستان رفت و در آنجا به استراحت پرداخت ، زيرا تصور نمىكرد دشمن در آن حوالى باشد و به سپاهيان بيشترى نياز داشته باشد . اما پنجهزار ايرانى مذكور چون به نزديكى مرز لازيكا رسيدند با هم در كنار رود « فازيز » اردو زدند و از آنجا به دسته‌هاى كوچك تقسيم شدند و به قصد غارت و چپاول نواحى مجاور حركت كردند . « گوباز » چون از وضع و حال آنها آگاهى يافت به « داجيستيوس » پيغام فرستاد كه هرچه زودتر خود را به كمك او برساند تا بلكه متفقا چشم زخم سختى به دشمن وارد آوردند . « داجيستيوس » به دستور وى رفتار كرد و با تمامى سپاهيان روم از سمت چپ رودخانه « فازيز » جلو آمد تا رسيد به محلى كه « لازيها » در ساحل مقابل آن اردو زده بودند . اتفاقا اين قسمت از رودخانه قابل عبور بود ، ولى نه روميها و نه ايرانيها هيچكدام از اين موضوع اطلاعى نداشتند و فقط « لازيها » به سبب آشنائى كاملى كه با آن نواحى داشتند از اين راز آگاه بودند و ناگهان به سپاهيان روم پيوستند . ايرانيها هزار نفر از دليران خود را انتخاب كرده و پيشاپيش فرستاده بودند كه مراقب پيدا شدن دشمن باشند و اردو را از خطر محافظت نمايند . از قضا دو تن از سپاهيان مزبور كه به مسافت زيادى جلوتر از ديگران حركت مىكردند غفلتا به دست دشمن افتادند و شرح واقعهء خود و وضع ايرانيان را بالتمام براى ايشان نقل كردند . به اينجهت روميان و « لازيها » ناگهان بر سر آن هزار تن ريختند و
هامش
( 1 ) - مقصود از اين اسم ظاهرا فريبرز است .
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 221 | پروكوپيوس / محمد سعيدى