تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
« گوباز » با طوايف « آلانى » و « سابيرى » پيمانى بسته و آنان به وى قول داده بودند كه اگر سه « سنتنارى » پول نقد به آنها بدهد در حراست لازيكا با وى همكارى نمايند و به علاوه سرزمين « ايبرى » را چپاول كنند و آنقدر از مردم آنجا را بكشند كه ديگر ايرانيها نتوانند از آن راه در آينده به لازيكا حمله نمايند . « گوباز » شرح اين پيمان را به ژوستينين نوشت و از او تقاضا كرد كه پول مذكور را زودتر بفرستد تا بدانوسيله كمك طوايف وحشى را جلب نمايد و در اين هنگام سختى و تنگى لااقل دلخوشى به مردم لازيكا بدهد . گذشته از اين « گوباز » از امپراطور خواهش كرد كه حقوق معوقهء دهسالهء خود او را هم بپردازد زيرا امپراطور او را به سمت مستشارى مخصوص دربار انتخاب كرده بود ، ليكن از موقع ورود خسرو به ايالت « كلخيد » تا آنموقع چيزى از بابت حقوق به وى نپرداخته بود . ژوستينين قصد داشت مسئول او را اجابت نمايد و به زودى پولها را بفرستد ، ليكن پاره‌اى پيش‌آمدهاى مهم او را از انجام اين كار بازداشت و پول را نتوانست به موقع بفرستد . اما « داجيستيوس » چون جوان بود و ياراى برابرى با ايرانيان را نداشت نتوانست مأموريت خود را به خوبى به انجام برساند ، زيرا در موقعى كه بايد همه نيروى خويش را براى حفظ معبر شهر بفرستد و حتى خودش هم در آنجا حضور بهم رساند ، اين موضوع را در درجهء دوم اهميت پنداشت و فقط صد تن سرباز بدانجا فرستاد . خود وى با آنكه با تمامى لشكر به محاصرهء « پترا » پرداخته بود و از سپاهيان دشمن هم جز معدودى در آنجا نبودند نتوانست كارى از پيش ببرد . پادگان ايرانى مقيم « پترا » در آغاز محاصره هزار و پانصد تن بودند ، ولى در طول مدت جنگ روميها و « لازيها » گروه بسيارى از آنانرا به هلاكت رسانيدند و فقط عدهء كمى از آنان باقى ماندند كه با نهايت رشادت و دليرى مىجنگيدند . چون مدت محاصره به طول انجاميد ، ايرانيان رفته رفته نگران گرديدند و چون نمىدانستند چه بكنند ،