ناگزير در داخل شهر آرام نشستند كه روميها در اين هنگام فرصتى به دست آوردند و به وسيلهء حفر خندقى عميق يك قسمت از حصار شهر را خراب كردند . ولى اتفاقا در پشت اين قسمت از حصار بناى عظيم و استوارى بود كه ديوار آن در مقابل نقطهء خراب شده حائل گرديد و ايرانيها در پناه آن ايمن ماندند . اما روميان از اين واقعه مأيوس نگرديدند ، زيرا مىدانستند كه خراب كردن حصار ساير نقاط اشكالى ندارد و به آسانى خواهند توانست شهر را متصرف گردند . سپس « داجيستيوس » شرح واقعه را توسط پيكى به امپراطور گزارش داد و چون تسخير شهر « پترا » را به زودى امرى مسلم و قطعى مىدانست ، از امپراطور تقاضا نمود كه براى خود او و برادرش پاداش هاى شايانى بفرستد . اندكى بعد روميان و « تزانى » ها با همهء نيروى خود به ديوار حمله بردند ، ليكن ايرانيان با وجود كمى عدهء خود ايستادگى سختى در برابر آنان كردند و چون مهاجمين از حمله به حصار سودى نبردند ناگزير دوباره مشغول كندن خندق شدند . عاقبت خندق تا جائى كنده شد كه پى حصار به كلى خالى گرديد و ديوار نزديك به سقوط رسيد و اگر در اين وقت « داجيستيوس » آتش در پىها افكنده بود ، به آسانى مىتوانست شهر را تصرف كند ، ليكن وى به انتظار رسيدن پاداش امپراطور نشست و بىآنكه كارى انجام دهد وقت تلف مىكرد . اين بود شرح وقايعى كه در اردوى روميها رخ داد .
28 [ مقاومت پترا ، رسيدن مرمروز به پترا ، حركت او به سوى لازيكا و شكست او از روميان و پايان چهارمين پيمان ايران و روم ( 549 ) . م ) ]
« مرمروز » پس از آنكه با تمامى سپاه ايران از سرحد « ايبرى » گذشت ، چون نمىتوانست از ايالت لازيكا عبور نمايد و در آنجا با مشكلاتى مواجه شود ، لهذا در ساحل راست رودخانهء « فازيز » به سمت جلو پيش مىرفت . قصد وى آن بود كه هرچه زودتر خود را به « پترا » برساند و ايرانيها را از محاصرهء روميان رهائى بخشد ، ولى بطوريكه در بالا اشاره كردم در اين وقت حصار شهر بواسطهء نقبى كه در پاى آن كنده شده بود مشرف به انهدام بود و پنجاه تن از سربازان رومى داخل شهر گرديده بودند و