تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
مىباشد . سفرا گفتند اگر سپاه ايران درختهاى سر راه خود را ببرند و تنه و شاخ و برگ آنها را در اراضى ناهموار بريزند به آسانى خواهند توانست از سراسر كشور گذر نمايند و ضمنا هم وعده دادند كه خود راهنمائى سپاه را به عهده بگيرند و وسائل حركت ايشان را فراهم سازند . خسرو به شنيدن اين پيشنهاد تشويق گرديد و سپاهى گران گردآورد و براى حمله به لازيكا آماده شد . ولى جز به كسانى كه محرم راز او بودند ، قصد خويش را به هيچكس ابراز ننمود و به سفرا نيز سفارش كرد كه كسى را از ماجرا آگاه نگردانند . سپس در انظار چنين وانمود كرد كه چون گروهى از هياطله به خاك « ايبرى » حمله آوردند لشكر خود را براى سركوبى آنان آماده مىسازد و عازم حركت بدان ناحيه است .

16 [ آماده‌شدن بليزاريوس سردار رومى براى حمله به ايران از ناحيه بين النهرين به همراه حارث و لشكر لبنان و شام ]

مقارن همين زمان « بليزاريوس » وارد بين النهرين شد و به تجهيز سپاه پرداخت و ضمنا جاسوسانى نيز به خاك ايران فرستاد كه از اوضاع دشمن او را آگاه سازند و براى اينكه اگر ايرانيها دوباره به خاك روم حمله نمايند ، او در همانجا آمادهء دفاع باشد به تجهيز سپاهيان رومى مقيم بين النهرين مشغول گرديد . سپاهيان مزبور اغلب بىلباس و اسلحه بودند و از اسم ايرانيها بىاندازه بيم داشتند . اما جاسوسهائيكه « بليزاريوس » به ايران فرستاده بود به زودى برگشتند و خبر آوردند كه خسرو سرگرم جنگ با هياطله است و فعلا در انديشهء حمله به خاك روم نمىباشد . بليزاريوس چون اين خبر را شنيد مصمم گرديد كه بىدرنگ با سپاهيان خود به خاك ايران بتازد . « حارث » امير قبايل عرب مطيع روم نيز با لشكرى جرار به كمك او آمد . به علاوه در همين هنگام فرمانى از جانب امپراطور رسيد كه بىدرنگ به خاك ايران حمله كند . پس « بليزاريوس » همهء سران سپاه را در شهر « دارا » گردآورد و خطاب به ايشان چنين گفت : « ياران و همكاران ، من نيك مىدانم كه همهء شما جنگ آزموده و تجربه ديده‌ايد و امروز نيز شما را در اينجا گرد نياورده‌ام كه با پند و اندرز