تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
ما چه طرح ظالمانه‌اى ريخته‌اند : كالاهائى را كه زيادتر از نياز خود دارند به زور و اجبار به ما مىفروشند و اجناسى را كه ما داريم و طرف احتياج آنهاست اسما از ما مىخرند ، ولى در هر دو مورد تعيين بها با خودشان است و بدين ترتيب هم پول ما را مىگيرند و هم ما يحتاج زندگيمان را مىبرند و نام اين چپاول و يغماگرى را بازرگانى و سوداگرى مىگذارند . از اينها همه بدتر آنكه پليدى ستمكار را به حكمرانى ما برگزيده‌اند و او نيروى خود را در راه نابودى و خانه‌خرابى ما به كار انداخته و بينوائى ما را وسيلهء سودجوئى خويش ساخته است . اين بود شمه‌اى از دلايل قيام و طغيان ما بر ضد روميان . اما سودى كه از همراهى با مردم « لازيكا » براى تو متصور است بدينقرار است : نخست كشورى قديمى و تاريخى بر متصرفات تو افزوده مىشود و بالنتيجه نيرو و اقتدارات تو بسط مىيابد بعلاوه از راه كشور ما به درياى روميان دست خواهى يافت و پس از تدارك تجربهء كافى در اين دريا خواهى توانست بىهيچ مانع و اشكالى قدم به درون كاخهاى سلطنتى « بيزانتيوم » بگذارى دوم آنكه غارت سرزمين روميان به دست اقوام وحشى پس از اين همه ساله به اختيار تو خواهد بود . زيرا چنان كه مىدانى يگانه سد همان جبال قفقاز و خاك روم تاكنون ايالت « لازيكا » بوده است و از اين پس هيچ مانعى براى ايلهاى وحشىها در ميان نخواهد بود . با اينحال هم حس دادگسترى و هم سود شخصى تو اين كار را تصويب مىكند و اگر پيشنهاد ما را به حسن قبول تلقى نكنى بر خلاف رأى صواب رفتار كرده‌اى . » خسرو چون اين سخنان را شنيد شاداب گشت و قول صريح داد كه از مردم « لازيكا » حمايت نمايد . ضمنا از سفرا پرسيد كه آيا ايرانيان مىتوانند لشكرى بزرگ وارد سرزمين « گلخيد » كنند يا نه . زيرا مىگفت پيش از اين از اشخاص متعدد شنيده‌ايم كه زمين آنجا كوهستانى و اغلب با جنگلهاى انبوه پوشيده است و به اينجهت گذشتن از سرزمين‌هاى ناهموار آنجا بينهايت دشوار