از خراب كردن آن صرفنظر نمايد . خسرو اين تقاضا را پذيرفت و گروهى را مأمور سوختن شهر كرد و خود با بقيهء لشكريان ايران به اردوگاه سابق خويش برگشت .
10 [ احتجاج نمايندگان روم با خسرو بر شكستن پيماننامه و حمله به روم ، باجخواهى همه ساله خسرو از روميان ]
اندكى پيش از وقوع اين بدبختى بزرگ ، خداوند علامتى فرستاد و اهالى شهر را از واقعهاى كه در پيش بود آگاهى داد . تفصيل اين قضيه آنكه پرچم سربازان نگهبان شهر كه مدتها رو به مغرب قرار گرفته بود ، خودبخود و بىآنكه كسى آنها را حركت دهد ، به سمت مشرق چرخيد و سپس دوباره بجاى اصلى خويش بازگشت . سربازان پرچمها را در حالى كه هنوز مىلرزيدند به گروهى از اهالى نشان دادند . در ميان كسانى كه اين واقعه را به چشم ديدند مردى بود موسوم به « تاتيانوس » « 1 » كه سمت خزانهدارى پادگان شهر را داشت و به تيزهوشى و فراست نزد همه كس معروف بود باوجوداين هيچيك از كسانى كه اين واقعه را به چشم ديدند ، نتوانستند حدس بزنند كه شهر از تصرف امپراطور غرب خارج مىگردد و به دست پادشاه مشرق مىافتد .
در حينيكه من شرح اين مصيبت بزرگ را ثبت مىكنم و داستان آن را براى مطالعهء قرون آينده يادداشت مىكنم حالم منقلب مىشود و نمىدانم خداوند تعالى چرا يكزمان انسانى يا شهرى را به دورهء نيكبختى و اقبال مىرساند و زمان ديگر بىهيچ دليل و علت ظاهرى آنها را به دركات تيرهروزى و بدبختى فرو مىاندازد .
هرچند خواست خداوند بر اين قرار گرفت كه شهرى به زيبائى و عظمت انطاكيه در دست مردى ستمكار و ناپاك ويران گردد ، مع هذا هر كارى را كه خداوند مقدر فرمايد بايد حكمت و مصلحت محض دانست .
عاقبت شهر ويران گرديد و تنها كليساى آن در نتيجهء دقت و مراقبت
هامش
( 1 ) -Tatianus