كاميابى بىدغدغه حاصل نمايد . اين شهر كه از حيث بزرگى و اهميت معظمترين بلاد كشور روم محسوب مىشود ، بىهيچ رنج و زحمتى گشوده شد و چنان كه ملاحظه مىكنيد خداوند توفيق فتح و تسخير آن را به من ارزانى فرمود .
ليكن وقتى به ياد قتل عام اين همه مردم بيگناه مىافتم و پيروزى خود را آغشته به خون مىبينم لذت فيروزى را فراموش مىكنم و مسرتى را كه لازمهء چنين پيشرفت و كاميابى بزرگى است از ياد مىبرم . اما مسئول همهء اين تيره روزيها خود مردم بدبخت شهر هستند . زيرا هنگاميكه ايرانىها به حصار شهر حمله نمودند آنها نتوانستند از ايشان جلوگيرى كنند و وقتى هم شهر به تصرف دشمن درآمد بى جهت پافشارى كردند و خود را به كشتن دادند ، باوجوداين هرچند بزرگان ايران به من اصرار نمودند كه شهر را از بن ويران سازم و مردم آن را همگى از دم شمشير بگذرانم ، مع هذا من خود اسرا و فراريان را وادار مىساختم كه به شتاب راه فرار پيش گيرند و هرچه زودتر جان خود را به دربرند . زيرا من ريختن خون اسرا را بر خلاف آئين مروت و مردى مىدانم . »
با آنكه گفتههاى خسرو در ظاهر بسيار فريبنده و حاكى از مردى و بزرگوارى بود ، مع هذا نمايندگان شهر به خوبى ملتفت بودند كه چرا وى در فرار دادن روميان اصرار ورزيده است ، زيرا خسرو در پوشيدن حقيقت و نسبت دادن گناهان خويش به كسانى كه دچار آزار و ستم او شده بودند از همهء مردم چيرهدستتر بود ، بعلاوه براى انجام هر كارى به آسانى سوگند ياد مىكرد و بعد به همان آسانى عهد و پيمان خود را مىشكست و كارى را كه تعهد كرده بود به زودى فراموش مىنمود . حرص پول در او به - قدرى زياد بود كه براى تحصيل آن از مبادرت به هر كار زشت و ناشايستى دريغ نمىكرد . بهترين نمونهء اخلاق و روحيهء عجيب او از واقعهاى كه در شهر « سورا » اتفاق افتاد مىتوان ملاحظه كرد . پس از آنكه شهر مذكور
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: پروكوپيوس
ص١٤٧