تو خواهد گذاشت . بدانكه خداوند عالم داناتر از آنست كه كسى از ميان مردم بتواند او را فريب دهد . »
چون خسرو از مضمون اين نامه آگاه گرديد نه پاسخى به آن داد و نه آناستاسيوس را مرخص نمود ، بلكه او را نزد خود نگاهداشت :
5 [ لشگركشى خسرو به روم ، كشتار مردم سورا براى زهر چشم گرفتن از ژوستينين ]
همين كه زمستان سپرى شد و سال سيزدهم سلطنت ژوستينين نيز به پايان رسيد ، خسرو پسر قباد در آغاز بهار با لشكرى بزرگ به خاك روم حمله برد و رسما پيمان صلح دائمى را نقض نمود ، ولى بجاى آنكه وارد خاك بين النهرين شود از سواحل چپ فرات به پيش راند .
در طرف ديگر اين رودخانه آخرين دژ رومى موسوم به « سيركسيوم » « 1 » كه دژى بسيار محكم است در محل تلاقى رودخانهء « ابوراس » « 2 » و شط فرات واقع شده و داراى دو حصار پهن و بىاندازه محكم مىباشد . خسرو چون نمىخواست از فرات بگذرد و به گرفتن چنين قلعهء محكمى بپردازد و بعلاوه چون تصميم داشت مستقيما به مقابلهء سپاهيان و اهالى « سيليسيا » « 3 » برود ، لذا بىهيچ تأخير و توقف به حركت خويش ادامه داد و پس از طى سه روز مسافت به شهر « زنوبيا » « 4 » رسيد . اين شهر را شهبانو « زنوبيا » در قديم ساخته و آن را به نام خود موسوم گردانيده بود . « زنوبيا » همسر « اذينه » « 5 » حكمران قبايل عرب ساكن آن نواحى بود و وى از قديم با روميان روابط دوستانه داشت ، چنان كه سابقا امپراطورى روم شرقى را از تسلط و استيلاى مديها رهانيده و به روميان مسترد داشته بود . خسرو چون به حوالى « زنوبيا » رسيد ، دانست كه شهر مزبور داراى اهميت نيست و زمين آنجا باير و غير مزروع است . پس براى آنكه بيهوده وقت خود را تلف نكند و از كارهاى مهمترى باز نماند مصمم گرديد آنجا را به زور متصرف شود ، ولى چون انجام اين مقصود به آسانى
هامش
( 1 ) -Circesium( 2 ) -Aborras( 3 ) -Cilicie( 4 ) -Zenobia( 5 ) -Odonatus