صلح كارى بسيار دشوار خواهد بود . اينك تو مرا متهم به نوشتن نامههائى مىكنى كه هرگز نيت بدى در نوشتن آنها نداشتهام و چون قصد دارى كه براى اجراى نقشههاى خويش بهانهاى به دست آورى ، از اينرو تنها به قاضى مىروى و هر مطلبى را به سود خود تفسير مىنمائى و نميخواهى مقصود اصلى مرا از نوشتن آن نامهها دريابى . اما در برابر اين اتهامات بىمايهء تو ما مىتوانيم ادعا كنيم كه « منذر » تابع و دستنشاندهء تو ، اخيرا به خاك ما حمله آورده و در هنگام صلح و آشتى دست به دشمنى زده است و از تصرف شهرها و غارت اموال و اسير ساختن گروه بيشمارى از كسان ما خوددارى نكرده است . بنابراين اينك تو به جاى آنكه بى جهت از ما خرده بگيرى بايد انصافا به برائت خويش بپردازى ، زيرا گناه آدمى از روى اعمال و افعال وى معلوم همسايگان مىشود ، نه از افكار و انديشههاى وى . با اينهمه ما پيوسته كوشيدهايم كه پيمان صلح و دوستى را محترم شماريم و اساس آن را استوار نگاهداريم . ليكن متأسفانه مىشنويم كه تو بواسطهء ميل وافرى كه به جنگ با روميان دارى هر روز اتهامات بىاساس تازهاى براى ما مىتراشى و اين نكته نيز امرى عادى و طبيعى است ، زيرا كسانى كه مىخواهند مناسبات خود را با اطرافيان خود محفوظ نگاهدارند اگر فرضا هم تهمتى دربارهء دوستان خود بشنوند آن را ناشنيده مىانگارند و از آن در مىگذرند ولى برعكس كسانى كه از دوستى و وضع كنونى خود ناراضى هستند پيوسته در صدد بهانهجوئى و عذر تراشى برمىآيند . اما اين كار برازندهء مردمان معمولى نيست تا چه رسد بپادشاهان و شهرياران بزرگوارى مانند تو .
گذشته از همهء اين مسائل به مردمى كه در اين جنگ از دو طرف كشته خواهند شد و مسئوليتى سنگين كه از اين حيث به دوش برافروزندگان واقعى جنگ خواهد افتاد ، بينديش و سوگندى را هم كه پس از گرفتن پول ياد نمودهاى به خاطر بياور و بدانكه نقض پيمان لكهء ننگى به دامان شرافت
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: پروكوپيوس
ص١٢٩