هم با آگاهى كاملى كه از اوضاع سرزمينهاى همسايه داريم صميمانه براهنمائى سپاهيان تو مىپردازيم و از اينرو خواهى توانست بىهيچ اشكال به تسخير متصرفات روم بپردازى . »
خسرو چون اين سخنان را شنيد شادمان گشت و به زودى انجمنى مركب از نجبا و بزرگان ايران تشكيل داد و پيام « ويتىگيس » و سخنان ارامنه را به ايشان بازگفت و رأى آنها را در اين باره پرسش نمود . در اين انجمن برخى طرفدار ادامهء صلح و برخى ديگر معتقد به جنگ بودند ، ولى سرانجام تصميم همگى بر آن شد كه در آغاز بهار به دولت روم اعلان جنگ داده شود . زيرا آن موقع هنوز اواخر پائيز بود . اين وقايع در سال سيزدهم سلطنت ژوستينين اتفاق افتاد . ( سال 539 ميلادى ) . از آنطرف رومىها به هيچوجه خبرى از اين وقايع نداشتند و با آنكه شنيده بودند خسرو از پيشرفتهاى امپراطور در مغرب نگران است و پارهاى اعتراضات به وى دارد ، معذلك تصور نمىكردند كه از جانب ايرانيها مبادرت به نقض « صلح دائمى » شود .
4 [ پديدارى ستارهء دنبالهدار ، حملهء هونها به روم و شماتت ژوستينين خسرو را در اصرار او به شكستن پيمان ]
در آن تاريخ ستارهء دنبالهدارى ظاهر گرديد كه در آغاز به طول قد انسان بود ، ولى به تدريج بزرگتر شد تا به حدى كه يكسر آن به مغرب و سر ديگرش به مشرق مىرسيد و همه جا در پى آفتاب حركت مىكرد . زيرا در آنموقع آفتاب در برج قوس بود و ستارهء مذكور در برج جدى . بعضى او را « شمشير ماهى » مىخواندند ، زيرا قدى دراز و نوكى تيز داشت و برخى ديگر آن را « ستارهء ريشدار » مىناميدند و روى هم رفته مدت چهل روز در نظر آشكار بود . كسانى كه در علم نجوم دست داشتند عقايد مختلف و متضادى در بارهء آن اظهار مىنمودند و هر يك تأثير و خاصيتى براى آن مىشمردند ، ليكن من بىآنكه از خود اظهار عقيده كنم فقط به ذكر وقايع آن ايام مىپردازم تا هر كسى به هر ترتيبى كه بخواهد