هر صلواة و سلام بر رسولى كه نور او غالب آمد بر نيران شرك و عدوان و منسوخ كرد دين او تمامى ملل و اديان محمدى كه فرستاده شده است بدلائل حق و برهان تا كه طلب كند گمراهان را از كفر جانب ايمان و هدايت كند آنها را طرف كمال از نقصان بيت
اى غنچهء عروس باغ در پرده تُست * كاى باد صبا كه اين همه آورده تُست
به اين سبب درود مىخوانم و تحيّت مىفريسم بر ذات مجمع اركان و معتدل حقيقى كه مثلش غير مظنون و موزون است
تحيّت بر بارگاه مفخر موجودات مربى ارواح متمم اشباح غرض آداب بر سبيل خطاب
اى آمدن تو از رهِ دُود * جانبخش جهانيان مهجور
شد چشم زمانه باز روشن * بازآمده جان رفته در تن
يكره گذرى به اين دل چاك * اى رانده ز خاك تا بافلاك
يك نفخه از ان به كار من هم * كآوردى از ان رياض خورم
جان خاكِ رهت مُدام خواهم * صد جان دگر بوام خواهم
خلقى ز جدائى تو مخمور * تو از مى وصل گشته مسرور
بنما رُخ و اين خمار بشكن * بكشا لب و گُل بدامن افگن
بشكن سرِ زُلفِ پُر شكن را * بُت بشكن و كُفر برهمن را