تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
گرفت . بيرون خانه عده‌اى زياد از مردم با خالد بودند كه ابو بكر در پى بىآن دو فرستاده بود . عمر وارد خانه شد و به على گفت : بپاخيز بيعت كن . على درنگ كرد و پاسخ نداد . عمر دستش را گرفت و گفت : برخيز . على حاضر نشد بپاخيزد . پس او را نيز همچون زبير برد . خالد آن دو را گرفت و عمر و ديگران از پشت سر آنان را با خشونت به جلو مىراندند . مردم جمع شده بودند و نظاره مىكردند ، خيابانهاى مدينه از مردان پر شده بود . فاطمه كه ديد عمر با على چه كرد ، فرياد كشيد و شيون كرد عدهء زيادى از زنان بنى هاشم و ديگران با او جمع شدند . به در حجره‌اش آمد و فرياد زد : ابو بكر ! چه زود به اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يورش برديد ! به خدا قسم ، با عمر سخن نگويم تا خدايم را ملاقات كنم » . « 1 » ( 1 ) 74 - ابن ابى الحديد داستان سقيفه را از جوهرى روايت مىكند : « ابو بكر ( جوهرى ) گفت : ابو زيد عمر بن شبّه از احمد بن معاويه از نضر بن شميل از محمّد بن عمرو ، از سلمة بن عبد الرحمن ما را حديث كرد و گفت : وقتى ابو بكر بر منبر جلوس كرد ، على و زبير و گروهى از بنى هاشم در خانه فاطمه عليها السّلام بودند . عمر نزدشان آمد و گفت : قسم به كسى كه جان من بدست او است ، يا براى بيعت بيرون مىآييد يا خانه را به رويتان آتش مىزنم ! زبير با شمشير كشيده بيرون آمد . مردى از انصار و زياد بن لبيد ، او را در بر گرفتند . شمشير از دستش افتاد . ابو بكر از بالاى منبر فرياد كشيد : آن را به سنگ بزن . شمشير را به سنگ زد و شكست . ابو عمرو بن حماس گفت : سنگ را ديدم كه جاى آن ضربت بر آن بود . گفت :
هامش
( 1 ) همان ، ج 6 ، صص 48 - 49 ؛ ج 2 ، ص 57 . ر . ك : بحار الانوار ، ج 28 ، ص 204 .
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 522 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى