( 1 ) علامه مجلسى مىگويد : « . . . اين سخن بر هجوم وى به خانه فاطمه عليها السّلام به هنگام اجتماع على و زبير و ديگران و نيز بر اين دلالت دارد كه ديگران را از خود براى خلافت افضل مىدانسته است » . « 1 »
قابل توجه اينكه ابو عبيد قاسم بن سلام اين قضيه را نقل كرده اما به اين خصلت اشاره ننموده و به اين بسنده كرده كه بگويد : « اما آن سه كار كه كردم و كاش نكرده بودم : كاش چنين و چنان نمىكردم . براى اين علتى ياد كرد كه ابو عبيد گفت : نمىخواهم آن را ذكر كنم و كاش در روز سقيفهء بنى ساعده كار خلافت را از گردن خود افكنده بودم . . . » . « 2 »
چرا ابو عبيد فقط همين فقره را نمىخواهد بيان كند ؟ پاسخ اين پرسش را آگاهان ، از سياست اين مردم و حقيقت مقاصد و گرايشات و مكر و تزوير آنان مىدانند .
( 2 )
تحريف مروج الذهب مسعودى
55 - مسعودى مىگويد : « عروة بن زبير برادرش عبد اللّه را در محاصرهء بنى هاشم در درهاى در مكه و فراهم كردن هيزم براى آتش زدن آنان ، معذور مىدانست و مىگفت : او اين كار را براى آن كرد كه تفرقه و پراكندگى ايجاد نشود و مسلمانان با هم اختلاف نكنند و بنى هاشم نيز به طاعت او درآيند و در نتيجه با هم متحد باشند ؛ چنان كه عمر بن خطاب ، وقتى بنى هاشم از بيعت ابو بكر درنگ
هامش
ص 265 ؛ الاموال ، ص 194 ، مجمع الزوائد ، ج 5 ، ص 203 ؛ تلخيص الشافى ، ج 3 ، ص 170 ؛ تجريد الاعتقاد ، ص 402 ؛ كشف المراد ، ص 403 ، مفتاح الباب ، ص 199 ؛ تقريب المعارف ، صص 366 - 367 ؛ اللوامع الالهيه ، ص 302 ، مختصر تاريخ دمشق ، ج 13 ، ص 122 ؛ منال الطالب ، ص 280 .
( 1 ) بحار الانوار ، ج 30 ، صص 138 - 139 .
( 2 ) الاموال ، ص 194 .