چه كشيديم .
زبير با شمشير كشيده بيرون آمد و به آنان حمله كرد . چون عياش او را ديد به عمر گفت : از اين سگ بپرهيز . عياش پردهاى بر او افكند و او را در بغل گرفت و شمشير را از دستش ربود و به سنگ زد تا شكست » . « 1 »
( 1 ) 47 - همو به سند خود ، از عبد اللّه بن عمر عمرى ، از زيد بن اسلم ، از پدرش كه گفت : « از كسانى بودم كه هيزم جمع كرديم و به در خانه على آورديم . عمر گفت :
به خدا قسم ، اگر على بن ابى طالب بيرون نيايد ، خانه را با ساكنانش آتش مىزنيم » . « 2 »
( 2 ) 48 - همو به سند خود ، از محمّد بن عبد الرحمن بن سائب بن زيد ، از پدرش كه گفت : « من آن روز شاهد بودم كه عمر مىخواست خانه را به روى فاطمه آتش بزند . گفت : اگر بيرون نيايند كه بيعت كنند ، خانه را به رويشان آتش مىزنم . گفتم :
فاطمه در خانه است ، آيا او را آتش مىزنى ؟ گفت : به هم خواهيم رسيد ، من و فاطمه ! » . « 3 »
( 3 ) 49 - ابن حمزه زيدى كه تصريح كرده كه خانه فاطمه عليها السّلام چندين بار مورد هجوم قرار گرفت و بدين ترتيب روايات جمع كرده است . يكى از اين روايات مىگويد :
على از بيعت خوددارى كرد و در خانه نشست ، طلحه و زبير هم به او پناه بردند و از خانه بيرون نيامدند تا عمر آمد و بر آن شد كه خانه را بر روى آنان آتش بزند .
روايت ديگر مىگويد : ابو بكر براى نماز به مسجد رفت . او خالد بن وليد را دستور داد كه در كنارش نماز گزارد و هنگامى كه خواست سلام نماز را بر زبان آورد ،
هامش
( 1 ) الشافى ، ج 4 ، ص 171 .
( 2 ) همان ، ص 173 .
( 3 ) همان ، ر . ك : صص 202 - 203 .