تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
بيعت كن و الّا گردنت را مىزنيم » . « 1 » ( 1 ) 38 - همو : « روايت شده كه على عليه السّلام از خانه‌اش بيرون نيامد تا اينكه درش را آتش زدند و به زور او را براى بيعت كشيدند » . « 2 » ( 2 ) 39 - روايت شده كه عمر به على گفت : بيعت كن . گفت : اگر بيعت نكنم . گفت : گردنت را مىزنيم . « و اين شرعا و عقلا اكراه است » . « 3 » ( 3 ) 40 - صاحب كتاب الدولتين : « عمر ، شعله‌اى آتش برگرفت و به خانه آمد . فاطمه عليها السّلام بيرون آمد . عمر به او گفت : به على و عباس بگو بيرون آيند و الّا خانه را آتش مىزنم . بدون ترديد ، همين اجبار على عليه السّلام ، جواز اقدام او بود . . . » . « 4 » ( 4 ) 41 - سيد تاج الدين بن على بن احمد حسينى عاملى : « چون على عليه السّلام در شمار اندك و خذلان ياران خود نگريست ، در خانه نشست . عمر بن خطاب جماعتى را فراهم آورد و با آنان به خانهء على عليه السّلام آمد . با در بسته رو به رو شدند كسى به آنان پاسخ نداد . عمر هيزم خواست و گفت : به خدا قسم ، اگر در را باز نكنيد ، آن را آتش مىزنيم . فاطمه چون اين را شنيد ، بيرون آمد و در را باز كرد . عمر در را به داخل راند و فاطمه پشت آن مخفى شد . پس او را با در فشار داد و همين سبب سقط فرزندش بود . روايت كرده‌اند كه سبب وفاتش نيز همين بود . آنان وارد خانه شدند و بر سر امير المؤمنين عليه السّلام ريختند و او را به زور بيرون
هامش
( 1 ) همان ، صص 269 - 270 . ( 2 ) همان ، ص 270 . ( 3 ) همان . ( 4 ) همان .