تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
بردند . فاطمه عليها السّلام بين على و آنان حائل شد و گفت : به خدا قسم ، نمىگذارم كه پسر عمويم را به ستم ببريد . واى بر شما ! چه زود در حق ما اهل بيت ، به خدا و رسول خيانت كرديد . عمر به قنفذ دستور داد . پس قنفذ او را با تازيانه زد چنان كه جايش روى بدن فاطمه عليها السّلام ماند » . « 1 » ( 1 ) 42 - طريحى معاصر مجلسى مىگويد : « . . . اى برادران من ! هرگاه به خود بازگرديم و پرستش هوا و هوس و پيروى از گمراهان را رها كنيم ، آيا فكر مىكنيد كه فاطمه عليها السّلام راضى است كه خالد بن وليد او را در فشار در قرار دهد تا محسن را سقط كند و قنفذ غلام ابو بكر چنان او را زد كه اثر تازيانه روى بدنش بماند ؟ آيا گمان مىكنيد راضى است كه شوهر و پسر عمويش ، پدر دو سبط پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را كشيدند . . . » . « 2 » ( 2 ) 43 - كتاب مؤتمر علماء بغداد : « ابو بكر ، پس از آنكه با ترساندن و تهديد و زور و شمشير از مردم براى خود بيعت گرفت و قنفذ ، و خالد بن وليد و ابو عبيده جرّاح و گروهى از منافقان را به خانه على و فاطمه عليها السّلام فرستاد . عمر ، دم در خانه ، همان درى كه بارها رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مقابلش ايستاد و گفت : السّلام عليكم يا اهل بيت النبوة ، و هرگز بدون اجازه وارد نشد ، هيزم جمع كرد و آن را آتش زد . هنگامى كه فاطمه عليها السّلام پشت در آمد تا عمر و حزبش را برگرداند ، عمر فاطمه را بين در و ديوار به شدّت و قساوت فشار داد كه بچه‌اش را سقط كرد و ميخ در به سينه‌اش فرو رفت ، و فاطمه فرياد كشيد : پدر ! يا رسول اللّه ! بنگر كه پس از تو ، از پسر خطاب و پور ابى قحافه چه به ما رسيده است . عمر به اطرافيانش توجهى كرد
هامش
( 1 ) التتمه فى تواريخ الائمه ، ص 35 . ( 2 ) المنتخب ، ص 136 .
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 507 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى