مىزنيم .
چون فاطمه دانست كه خانهاش را آتش مىزنند ، برخاست و در را باز كرد .
پيش از آنكه از آنان دور شود ، او را پرت كردند و فاطمه پشت در پنهان شد .
سپس به امير المؤمنين عليه السّلام كه روى فرشش نشسته بود ، يورش بردند و دورش جمع شدند تا او را كه گريبانش را گرفته بودند ، به زور بيرون آورند و كشانكشان به مسجد بردند .
فاطمه بين آنان و شوهرش حائل شد و گفت : به خدا سوگند نمىگذارم كه پسر عمويم را به ستم بكشيد . واى بر شما ! چه زود در حق ما اهل بيت به خدا و رسول او خيانت كرديد و حالى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شما را به پيروى ، و محبّت و تمسك به ما سفارش كرد و خداوند متعال فرمود :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
. « 1 »
بيشتر مردم على عليه السّلام را به خاطر فاطمه عليها السّلام رها كردند . عمر به قنفذ - لع - فرمان داد كه او را با تازيانه بزند . قنفذ با تازيانه به پشت و پهلوى فاطمه زد چنان كه او را سخت رنجور ساخت و اثرش در جسم شريفش باقى ماند . همين ضربت قوىترين سبب سقط جنين او بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را محسن ناميده بود . . . » . « 2 »
( 1 ) 36 - محمّد بن احمد بن حسن ديلمى : « شمشير زبير شكسته شد ، و سلمان خوار شمرده شد ، عمار زده شد و على مورد اذيت قرار گرفت و به خانه فاطمه يورش برده شد » . « 3 »
( 2 ) 37 - همو : « بعضى گفتهاند : على را ريسمان به گردن آوردند ، به او گفتند :
هامش
( 1 ) شورى ، 23 .
( 2 ) نوادر الاخبار ، ص 183 ؛ علم اليقين ، صص 686 - 688 ؛ ر . ك : عوالم العلوم ، ج 11 ، ص 414 .
( 3 ) قواعد عقائد آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، ص 268 .