على عليه السّلام آتش بزنند و او را همچون شتر مهار كرده كشانكشان بردند و فاطمه عليها السّلام را در ميان در چنان فشردند كه محسن را سقط كرد و فرمود كه شب هنگام او را دفن كنند كه اوّلى و دومى بر جنازهاش حاضر نباشند و . . . » . « 1 »
( 1 ) 33 - يكى از محدّثان و مورّخان از علماى قدماى ما ، يكى از القاب فاطمه عليها السّلام را « شهيده » شمرده است . « 2 » سپس در تفسير آن گفته : « فاطمه ، شهيده است . زيرا در خانهاش را به شكمش زدند . چنان كه فرزندش كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را محسن ناميده بود ، در شكم مادر مرد » . « 3 »
( 2 ) 34 - يكى مىگويد : چون على عليه السّلام را بازداشت كردند ، سخن گفت . از جمله فرمود : « اى گروه مكّار بدكار ، براى مسأله پاسخى مهيا كنيد و براى ظلم و ستم خود در حقّ ما اهل بيت حسابى . آيا فاطمه عليها السّلام در روز روشن زده مىشود ، و حقّ ما به زور و اجبار از ما گرفته ؟ ! براى على بن ابى طالب خيلى سخت است كه شكم فاطمه عليها السّلام در اثر زدن سياه شود ، در حالى كه مقامش را مىشناسند و جنگهايش را شاهد بودهاند . . . » . « 4 »
( 3 ) 35 - فيض كاشانى : « . . . پس عمر جماعتى از طلقاء و منافقان را گرد آورد و با آنان به منزل امير المؤمنين عليه السّلام آمد . چون با در بسته مواجه شدند ، فرياد كشيدند :
على ! بيرون بيا كه خليفهء رسول خدا تو را مىخواند .
در را بر ايشان باز نكردند . هيزم آوردند و دم در گذاشتند و آتش آوردند كه آن را آتش زنند . عمر فرياد كشيد : به خدا قسم ، اگر در را باز نكنيد ، آن را آتش
هامش
( 1 ) همان ، ص 264 .
( 2 ) القاب الرسول و عترته . ص 39 .
( 3 ) همان .
( 4 ) الزهراء بهجة قلب المصطفى صلّى اللّه عليه و آله از السوارم الحاسمه فى تاريخ احوالات الزهراء عليها السّلام ، به نقل از آن در :
نوائب الدهور ، ج 3 ، ص 157 .