تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
را بىحضور ما غسل دادى و بر جنازهء فاطمه بىما نماز كردى و . . . عقيل به جواب شروع كرد و گفت : به خدا سوگند شما حسودترين مردمان نسبت به رسول خدا و اهل بيت او هستند و كهن‌ترين دشمنى را با آنها داريد . همين ديروز بود كه فاطمه عليها السّلام را كتك زديد او از دنيا رفت در حالى كه پشتش مجروح بود و از شما دو تن ناراضى » . « 1 » ( 1 ) 20 - مقدس اردبيلى ( متوفاى 993 ق ) دربارهء خليفه دوم مىگويد : « از مطاعن او كه با همهء طعنها برابر است اينكه چون به حكم او آتش بردند كه خانهء فاطمهء زهرا عليها السّلام را بسوزانند ، ديدند و دانستند كه فاطمه عليها السّلام در پشت در نشسته است حكم به زدن او كرد و عمر در به شكمش زد و غلام تازيانه بر كتفش زد كه از آن جهت فرزندش ساقط شد و اثر آن مدتى بماند و به همان سبب بيمار شده رحلت يافت و اين همه به حكم او بود و اهل سنت هيچ يك منكر مطاعن مذكوره نيستند و ليكن بعضى در صدد جواب شده‌اند مثل ملا على قوشجى جوابهاى بىمزهء پوچ گفته‌اند . خدا انصافشان دهاد » . « 2 » ( 2 ) 21 - خواجويى مازندرانى : و در روايت كلبى ، از ابن عباس و در حديث زهرى ، از ابى اسحاق ابراهيم ثقفى ، از زائدة بن قدامه : عمر با حدود شصت مرد بيرون آمد . اجازهء ورود خواست اما به او اجازه داده نشد . فرياد به راه انداخت و آنان را تهديد كرد . زبير با شمشير كشيده و به سويش بيرون آمد . خليفه دوم طبق عادت هميشگىاش فرار كرد كه زبير او را دنبال كرد اما پايش به تخته سنگى گير كرد و به رو در افتاد . عمر فرياد كشيد . سگ را بگيريد . او را احاطه كردند و سلمة بن اسلم شمشيرش را گرفت و به تخته سنگى زد و شكست . زبير را با
هامش
( 1 ) همان ، ص 312 - 313 . ( 2 ) حديقة الشيعة ، صص 265 - 266 .
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 496 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى