تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
آوردند » . « 1 » ( 1 ) 16 - محمّد بن جرير بن رستم طبرى : « واقدى گفت : ابن ابى حنيفه از داوود بن ابى حصين ما را روايت كرد و گفت : مردانى از مهاجران و انصار در بيعت ابو بكر خشمگين شدند و گفتند : بدون مشورت و رضايت ما چنين كرده‌اند . از جمله على و زبير بودند كه وارد خانه فاطمه شدند و از بيعت با او تخلّف كردند . عمر همراه جماعتى از جمله اسد بن حصين ، و سلمة بن اسلم بن جريش اشهلى به سراغ آنان آمد و فرياد كشيد : از خانه بيرون آييد و الّا خانه را به رويتان آتش مىزنيم . آنان حاضر نشدند از خانه خارج شوند . فاطمه عليها السّلام فرياد كشيد و آنان را به خدا قسم داد . عمر به سلمة بن اسلم دستور داد كه بر على و زبير وارد شد و شمشير يكى از آن دو را گرفت و به ديوار زد تا شكست . پس آن را دو را كشان‌كشان بيرون آورد تا بيعت كردند » . ( 2 ) 17 - گفت : اسحاق بن ابراهيم به من خبر داد و گفت : سلمة بن فضل ، از احمد بن اسحاق ، از عبد اللّه بن اعين ، از حرب بن ابى الاسود دئلى ما را خبر داد كه گفت : پدرم مرا به نزد جندب بن عبد اللّه بجلى فرستاد تا از او از برخورد ابو بكر و عمر با على هنگامى كه از او براى بيعت دعوت كردند ، سؤال نمايم . گفت : از على بيعت گرفتند . پدرم به او نوشت : نظرت را نخواستم . آنچه ديده و مشاهده كرده‌اى برايم بنويس . نوشت : آن دو به دنبال على فرستادند . پس او را در حالى كه طناب به گردنش بسته بودند ، آوردند . چون در مجلس آنان حضور يافت ، گفتند : بيعت كن . گفت : اگر نكنم ؟ گفتند : كشته مىشوى . گفت : بندهء خدا و برادر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را
هامش
( 1 ) الاختصاص ، ص 185 - 186 ؛ تفسير عياشى ، ج 2 ، صص 66 - 67 ؛ بحار الانوار ، ج 28 ، صص 227 - 228 ؛ البرهان فى تفسير القرآن ، ج 2 ، ص 93 . ر . ك : مرآة العقول ، ج 5 ، ص 320 .