( 1 ) معاويه به على عليه السّلام گفت :
« تو به ابو بكر حسادت كردى و بر او رشك بردى ، و در صدد تباهى او برآمدى ، و در خانهات نشستى ، و گروهى از مردم را اغوا كردى تا در بيعت با ابو بكر تأخير كردند . . . هيچ يك از خلفا نبود مگر اينكه تو به واسطهء رشك و حسد بر او ستم كردى ، و در بيعت با او تأخير نمودى ، تا اينكه تو را همچون شتر بينى مهار كرده ، مىراندند تا به زور بيعت كردى » . « 1 »
( 2 ) على عليه السّلام در پاسخ او نوشت :
« و گفتى مرا چون شتر مهار كرده مىراندند تا بيعت كنم . به خدا كه خواستى نكوهش كنى ، ستودى ، و رسوا سازى ولى خود را رسوا نمودى . مسلمان را چه نقصان كه مظلوم باشد و در دين خود بىگمان ؟ . . . » . « 2 »
اين روايت دلالت دارد كه آنان وارد خانه على عليه السّلام شدند و او را به زور بيرون آوردند . اين بيانگر آن است كه حرمت زهرا عليها السّلام را كه به تصريح روايات ، با تمام توان جلوى آنان ايستاد ، رعايت نكردند . البته اين روايت تصريح نكرده كه آنان متعرّض شخص زهرا عليها السّلام شده باشند .
روايات فاطمه عليها السّلام
( 3 ) 13 - ديلمى مىگويد : زهرا عليها السّلام ماجراى خود را به تفصيل بيان فرموده است . از جمله فرمود :
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ج 15 ، ص 186 ؛ احقاق الحق ، ج 2 ، صص 368 - 369 .
( 2 ) نهج البلاغه ، نامه 28 ، احقاق الحق ، ج 2 ، ص 369 .