( 1 ) 10 - محمّد بن حسن بن احمد بن وليد از احمد بن ادريس ، محمّد بن يحيى عطار ، همه از محمّد بن احمد بن يحيى اشعرى ، از ابو عبد اللّه رازى ، از حسن بن على بن ابى حمزه بطائنى از ابن عميره ، از محمد بن عتبه از محمّد بن عبد الرحمن ، از پدرش از على بن ابى طالب عليه السّلام :
« من ، فاطمه ، حسن ، و حسين نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوديم كه به ما التفات فرمود و گريست . گفتم . يا رسول اللّه ! چرا گريه مىكنيد ؟
فرمود : از ضربهاى كه بر فرق سر تو و سيلىاى كه به صورت فاطمه عليها السّلام مىزنند ، گريه مىكنم » . « 1 »
مجلسى اسناد اين روايت را معتبر دانسته است . « 2 »
( 2 ) 11 - احمد بن خصيب از جعفر بن محمد بن مفضل ، از محمّد بن سنان زاهرى ، از عبد اللّه بن عبد الرحمن اصم ، از مديح بن هارون بن سعد كه گفت : از ابو طفيل عامر بن واثله شنيدم كه امير المؤمنين در سخنى به عمر گفت :
« . . . و اين آتشى است كه شما در خانهام برافروختهايد تا من ، فاطمه دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، فرزندانم حسن و حسين و زينب و ام كلثوم را بسوزانيد » . « 3 »
( 3 ) 12 - نامه معاويه به على عليه السّلام و پاسخ آن حضرت به او دلالت دارد كه رفتار خشونتآميزى بر ضدّ على عليه السّلام به كار گرفته و او را به زور براى بيعت ، آوردند .
معاويه گفت : على در بيعت با خلفا تأخير كرد . پس او را همچون شتر مهار شده براى بيعت مىراندند تا به اكراه بيعت كرد . « 4 »
هامش
( 1 ) امالى صدوق ، ص 118 ؛ بحار الانوار ، ج 28 ، ص 51 ؛ ر . ك : ج 44 ، ص 149 ؛ اثبات الهداة ، ج 1 ، ص 281 ؛ عوالم العلوم ، ج 11 ، ص 397 ؛ ضياء العيون ، ج 1 ، ص 189 ؛ وفاة الصديقة الزهراء عليها السّلام ، ص 60 ، مناقب آل ابى طالب ، ج 2 ، ص 209 .
( 2 ) جلاء العيون ، ج 1 ، ص 189 .
( 3 ) الهداية الكبرى ، ص 163 .
( 4 ) فتوح ابن اعثم ، ج 3 ، ص 474 .