مىرسند ، همه و همه در آن آمده بود . على عليه السّلام سخت گريست و مرا به گريه انداخت . از جمله مطالبى كه على عليه السّلام خواند ، اين بود : چگونه با او رفتار مىشود ، و چگونه فاطمه به شهادت مىرسد ، و چگونه حسن شهيد مىشود ، و چگونه امّت با او مكر مىورزد . . . « 1 »
( 1 ) 8 - روايت شده كه على عليه السّلام به هنگام دفن زهرا عليها السّلام خطاب به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت :
« . . . دخترت به تو خبر خواهد داد كه چسان امتت فراهم گرديدند ، و بر او ستم ورزيدند . از او بپرس چنان كه شايد و خبر گير از آنچه بايد ، چه اندوههايى كه در سينهاش نهفته است ، و او راهى براى بيان آن نيافته است . . . » . « 2 »
اين سخن على عليه السّلام هر چند تصريح نكرده كه بر زهرا عليها السّلام چه گذشت ، اما دلالت دارد كه ستمهايى بر او رفته كه هنوز در سينهاش نهفته و او راهى براى بيان آن نيافته است . اين مظالم سواى فدك ، وارث زهرا عليها السّلام و غصب خلافت است . زيرا اين مسائل را براى همه بيان كرد و آن را با وضوح و روشنى تمام در ميان مردم پراكنده و خطبههاى رسايى در بيان آن ايراد فرمود .
( 2 ) 9 - گفته شيخ كفعمى ( متوفاى 905 ه . ق ) در مصباح كه آن را از حدود 240 منبع گرد آورده است . كفعمى رحمه اللّه مىگويد : اين كتاب را « از كتابهاى مورد اعتماد و موثّقى جمع كرده كه گذشت زمان و گذر ايّام بر آن تأثير نمىگذارد :
كتب كمثل الشمس يكتب ضوؤها * و محلها فوق الرفيع الارفع
كتابهايى كه همچون خورشيد پرتو مىافكند و جايگاهى بس بلند و رفيع
هامش
( 1 ) كتاب سليم ، ج 2 ، ص 915 ؛ فضائل ابن شاذان ، ص 141 ؛ بحار الانوار ، ج 28 ، ص
( 2 ) كافى ، ج 1 ، ص 459 ؛ مرآة العقول ، ج 5 ، ص 329 ؛ نهج البلاغه ، خ 202 .