عمر گفت : شكستن در ، اين سزاوارتر است كه تا روز قيامت بسته شود . « 1 »
سپس به حذيفه نسبت دادند كه در تأويل روايت گفته است : مقصود از درى كه شكسته مىشود ، قتل عمر بن خطاب و گشوده شدن در فتنه با روى كار آمدن عثمان ، است . « 2 »
( 1 ) مىگوييم :
اگر اين نسبت به حذيفه درست باشد ، بايد دانست كه اجتهاد نادرست و بلكه اشتباهى است . زيرا شورايى كه به ابتكار عمر تشكيل شد ، در هر حال عثمان را روى كار مىآورد ، خواه عمر كشته مىشد يا به مرگ طبيعى مىمرد . به علاوه عمر تركيب شوراى شش نفرى را پس از آنكه از ناحيهء شكم زخمى شد ، اعلام كرد .
به خلافت رسيدن عثمان عامل فتنهاى كه تا امروز ، تا قيامت ادامه دارد ، نبود بلكه قضيهء امامت بود كه آن را به زور غصب كردند . آنگاه كه به خانهء فاطمه عليها السّلام يورش بردند ، و درش را شكستند و على عليه السّلام را بيرون آوردند تا به اجبار با آنان بيعت كند معروف است كه بزرگترين اختلاف بين امّت ، اختلاف بر سر امامت است . زيرا در اسلام ، در هيچ زمان ، هيچ شمشيرى چون شمشيرى كه به خاطر امامت كشيده شد ، بر يك اصل دينى آهيخته نگرديد . اين تعبير شهرستانى در كتاب الملل و النحل است . ديگران نيز چنين تعبيرى داشتهاند .
( 2 )
روايات امام على عليه السّلام
( 3 ) 5 - سليم بن قيس : عمر بن خطاب نصف اموال همهء عمّال خود را از آنان گرفت
هامش
( 1 ) بدء الاسلام و شرايع السّلام اباضى ، ص 107 ، صحيح بخارى ، ج 1 ، صص 67 ، 164 ، 212 ( چ 1309 ق ) ؛ سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1306 ، دلائل النبوة ، ج 6 ، ص 386 .
( 2 ) همان منابع .