آرى . گفت : آيا تو را از آنچه پس از تو بر آنان خواهد گذشت ، خبر ندهم ؟ گفتم : چرا ، برادرم ! جبرئيل . گفت : اما دخترت ، او نخستين فرد از خاندان تو است كه پس از آنكه مورد ستم واقع شود ، و حقش گرفته ، و ارثش منع شود ، و بر همسرش ستم رود ، و پهلويش بشكند ؛ به تو ملحق خواهد شد . اما پسر عمويت ، مورد ظلم و ستم قرار مىگيرد ، و حقّش از او بازداشته مىشود ، و به شهادت مىرسد .
اما حسن ، مورد ظلم و ستم قرار مىگيرد ، و حقش از او بازداشته مىشود ، و با سمّ به شهادت مىرسد . و اما حسين ، مورد ظلم و ستم قرار مىگيرد ، و حقش از او بازداشته مىشود ، و خانوادهاش كشته مىشوند ، و پامال سمّ ستوران مىشود ، زاد و توشهاش به غارت مىرود ، زنان و دخترانش به اسارت مىروند ، با پيكر غرقه به خون و در غربت دفن مىشود . پس گريستم و گفتم : آيا كسى او را زيارت مىكند ؟ گفت : غريبان او را زيارت مىكنند . گفتم : زائر او چقدر ثواب مىبرد ؟ گفت : ثواب هزار حج و هزار عمره ، كه همه را با تو به جا آورده باشد . سپس خنديد » . « 1 »
( 1 ) 4 - عمر بن خطاب از حذيفة بن يمان دربارهء سخن رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مورد فتنهاى كه همچون موج كشتى در دريا ، مردم را در بر خواهد گرفت ، پرسيد : حذيفه گفت : اين فتنهاى است كه بين تو و آن در بستهاى قرار دارد .
عمر گفت : حذيفه ! در باز مىشود يا شكسته ! حذيفه گفت : نه ، بلكه شكسته مىشود .
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 98 ، ص 44 .