علّامه مجلسى به هنگام نقل اين حديث مىگويد : « صدوق در امالى به اسناد معتبر از ابن عباس روايت كرده . . . » . « 1 »
برخى در وصف اين سند گفتهاند : گويا موثّق است . زيرا در توثيق و تضعيف عبد اللّه بن عبد الرحمن اصمّ اختلاف دارند . « 2 »
( 1 ) 3 - علّامه مجلسى : به خط شيخ محمد بن على جبعى - جد پدرى شيخ بهايى - به نقل از خط شهيد - رفع اللّه درجته - به نقل از مصباح شيخ ابى منصور - طاب ثراه - ديدم كه آمده :
روزى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بر فاطمه عليها السّلام وارد شد . زهرا عليها السّلام خوراكى از خرما ، نان و روغن براى پدرش آماده كرد . او ، على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السّلام براى تناول دور هم جمع شدند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پس از تناول طعام به سجده رفت و سجدهاش را طولانى كرد . سپس خنديد . آنگاه گريست . سپس نشست . على عليه السّلام كه از ميان آنان شهامت بيشترى براى سخن گفتن داشت ، گفت : اى رسول خدا ! امروز چيزى از شما ديديم كه پيش از آن نديده بوديم ؟
فرمود :
( 2 ) « وقتى با شما غذا خوردم ، از سلامتى و جمع شما شادمان و مسرور شدم . پس سجدهء شكر به جاى آوردم . جبرئيل فرود آمد و گفت : به خاطر شادمانى از خانوادهات ، سجدهء شكر به جاى آوردى ؟ گفتم :
هامش
281 ؛ ارشاد القلوب ، ص 295 ؛ بحار الانوار ، ج 28 ، صص 37 - 39 ؛ ج 43 ، ص 172 - 173 ؛ عوالم العلوم ، ج 11 ، صص 391 - 392 ؛ و در پاورقى از : غاية المرام ، ص 48 ؛ المحتضر ، ص 106 .
ر . ك : جلاء العيون ، ج 1 ، صص 186 - 188 ؛ بشارة المصطفى ، صص 197 - 200 ؛ الايضاح ، صص 8 - 11 .
( 1 ) جلاء العيون ، ج 2 ، صص 186 - 188 .
( 2 ) ر . ك : معجم رجال الحديث ، ج 10 ، ص 342 .