تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
موسى الدقاق ، على بن بابويه هم از وى ، از محمّد بن ابى عبد اللّه كوفى ، از موسى بن عمران نخعى ، از نوفلى ، از حسن بن على بن ابى حمزه ، از پدرش ، از سعيد بن جبير ، از ابن عباس كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نشسته بود كه حسن آمد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چون او را ديد ، گريست . سپس فرمود : پسرم ! نزد من بيا . . . سپس حسين آمد . . . سپس فاطمه . . . آنگاه امير المؤمنين . اصحاب ، علّت را پرسيدند . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به آنان پاسخ داد . از جمله فرمود : ( 1 ) « اما دخترم فاطمه ، او سرور زنان عالميان است . . . وقتى او را ديدم ، به ياد آوردم كه پس از من با او چه خواهند كرد . گويى مىبينم كه خوارى وارد خانه‌اش شده ، حرمتش شكسته ، حقش غصب شده ، ارثش منع ، پهلويش شكسته ، جنينش سقط شده و فرياد مىزند : يا محمد ! اما پاسخ نمىشنود ؛ فرياد استغاثه سر مىدهد اما كسى به يارىاش نمىرود . او همچنان محزون ، غمگين و گريان است . . . او پس از آن كه در روزگار پدرش عزيز و گرامى بود ، خودش را خوار مىبيند . . . او اولين فرد اهل بيت من است كه به من ملحق مىشود . او محزون ، اندوهگين ، مغموم ، مغصوب و مقتول به نزد من مىآيد . در اين هنگام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىگويد : خداوندا ! كسى را كه بر او ستم كرد ، لعنت كن ، و كسى كه حقش را غصب كرد ، عقوبت فرما ، و كسى را كه او را خوار كرد ، خوار و ذليل نما ، و كسى كه به پهلويش زد تا فرزندش را سقط كرد ، براى هميشه در آتش جهنم مخلّد كن . در اين هنگام ملائكه مىگويند : آمين . . . » . « 1 »
هامش
( 1 ) فرائد السمطين ، ج 2 ، ص 34 - 35 ؛ امالى صدوق ، صص 99 - 101 ؛ إثبات الهداة ، ج 1 ، صص 280 .