1 - براى كسى كه خود را اهل علم مىداند و مسئول هدايت مردم ، زيبنده نيست كه از ميان مردم يك انسان عادى را مخاطب خود سازد و اين سؤال را از او بپرسد مگر اينكه منظورش ايجاد شبهه در ذهن وى باشد تا راه سيطره بر او را هموار سازد و از آسانترين راه بتواند او را تسليم كند .
( 1 ) 2 - متون مثبتهء ماجراى زهرا عليها السّلام فراوان است و كتابهايى كه در قرون سابق نوشته شده ، پىدرپى چاپ مىشود و نسخههاى خطى در گوشه و كنار جهان پيدا مىشود و روايات و متون بيشترى در تأييد و تأكيد اين قضيه مىيابيم .
ما نمىخواهيم براى پذيرش روايات مربوط به شكستن پهلوى زهرا عليها السّلام و مجروح شدن ، و شهادت آن حضرت ، به اين شخص زياد اصرار كنيم ، هر چند فراوان و متنوع است . با اين حال نمونههايى از آن را تقديم خوانندهء گرامى مىكنيم :
( 2 ) 1 - طبرسى : « فاطمه عليها السّلام بين شوهرش و مهاجمان قرار گرفت . قنفذ او را با تازيانه زد . . . ابو بكر به دنبال قنفذ فرستاد كه زهرا عليها السّلام را بزند . قنفذ زهرا عليها السّلام را وادار كرد كه به لنگه در خانهاش پناه برد . قنفذ آن را به درون راند . يكى از دندههاى پهلوى زهرا عليها السّلام شكست و فرزندش را سقط كرد » . « 1 »
طبرسى در مقدمهء كتاب الاحتجاج كه اين حديث را در آن آورده ، مىگويد : « در اكثر موارد ، اسناد اخبار را نمىآوريم ، زيرا يا مورد اجماع است و يا موافق مدلول عقل و يا در سيرهها و كتابها بين مخالف و موافق مشهور ، مگر رواياتى كه از ابو محمد حسن عسكرى عليه السّلام آوردهام » . « 2 »
( 3 ) 2 - سيد بن طاووس رحمه اللّه نص زيارتى را آورده كه در آن آمده : « الممنوعة ارثها ،
هامش
( 1 ) الاحتجاج ، ج 1 ، ص 212 ؛ مرآة العقول ، ج 5 ، ص 320 .
( 2 ) همان ، ص 4 .