است ، اشكالى ندارد . زيرا ساير امور براى اثبات لوازمى كه اقدام مهاجمان در شكستن پهلوى زهرا عليها السّلام آن را اثبات مىكند ، كافى است خصوصا متونى كه تأكيد دارد فاطمه عليها السّلام صديقهء شهيده از دنيا رفت .
( 1 ) 2 - اگر يك نفر از مردم در خصوص يك قضيه قانع نشود ، مشكلى نيست ليكن مشكل اين است كه اين شخص كه اظهار مىكند در ثبوت اين حادثه ، قانع نشده ، تلاش مىكند كه مردم را به عدم آن قانع سازد و هر چه را دليل و شاهد مىداند ، از اين طرف و آن طرف جمع مىكند تا اين عدم ثبوت را اثبات نمايد و همهء اين كارها تحت شعار و پوشش قانع نشدن انجام مىدهد .
فردى دربارهء صيادى كه پرندهاى را ذبح مىكرد ، و در چشمانش بواسطهء بيمارى ، اشك مىآمد ، به دوستش گفت : به اين صياد بنگر . چقدر دل نازك است ! او بواسطهء رأفت و رحمت به حال پرندهاى مىگريد كه آن را ذبح مىكند . دوستش به او گفت : به اشك چشمانش نگاه كن به كار دستانش نظاره كن .
حال چگونه گفتهء اين شخص ما را قانع مىكند كه گفت : من شكستن پهلوى زهرا عليها السّلام را نفى نمىكنم ؛ ولى هزار و يك دليل - البته به گمان خودش - در اثبات همين نفى و اثبات آنچه قضيه را از اساس نفى مىكند ، ارائه مىدهد ؟ ! ( 2 ) 3 - وظيفه عالم ، حل مشكلاتى است كه مردم در زندگى فكرى و فرهنگى خويش خصوصا در زمينهء تخصص عالم با آن مواجه مىشوند . بنابراين بايد تصميمش را بگيرد يا به سوى اثبات بر اساس دليل گام بردارد يا به طرف نفى به كمك دليل - خصوصا اگر خودش معتقد باشد كه نفى نيز محتاج دليل است - و يا دورى از پاسخ دادن تا اينكه فكرش را بكند و تصميمش را بگيرد .
او حق ندارد مطالب مشكوكى را كه نمىتواند مورد مطالعه و بررسى قرار دهد يا در آن به يقين نرسيده يا خودش براى رسيدن به اين يقين تلاش نكرده ، به خورد
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٢٩٣