نقل مىكند كه مغيرة بن شعبه او را زد ، و سومى قنفذ را مىگويد . اين روايات همديگر را نه تكذيب مىكنند و نه تداخلى بينشان ديده مىشود ، بلكه هر كدام مطابق غرض خويش يا به هر دليل ديگر مثل رعايت شرايط سياسى يا بواسطهء موانع مذهبى و . . . بخشى از ماجرا را نقل مىكند .
شيخ محمد حسن مظفر رحمه اللّه آن را اين گونه تعليل مىكند :
افراد كثير الاطلاع كه مىخواهند همهء وقايع را روايت كنند نمىتوانند واقعه را به كلى اهمال كنند لذا برخى از مقدمات آن را روايت مىكنند تا از همهء جهات بدان خلل وارد ننمايند و از سوى ديگر مىخواهند قضيه كم اهميت جلوه دهند . چنان كه در داستان بيعت غدير ، و موارد ديگر انجام دادند » . « 1 »
( 1 ) 2 - تاريخنگاران و تدوين گران حديث شرايط روزگار و خصوصا شرايط سياسى را مراعات مىكردند . زيرا حاكمان و ديگران علاقهمند بودند كه هرچه بيشتر از حجم جناياتى كه در حق اهل بيت عصمت و نبوت در مقابل مردم مرتكب شدهاند ، بكاهند و اگر مىتوانستند واقعه را از اساس انكار كنند ، حتما انكار مىكردند و اظهار مىداشتند : مهاجمان ، دلهايشان مالامال از محبت زهرا عليها السّلام بود .
بلكه اين تلاشى است كه مىبينيم برخى مبذول مىدارند تا از روابط مودّتآميز زهرا عليها السّلام و مهاجمان سخن گويند ، و آنچه از ايجاد هر گونه سوء تفاهم در اين زمينه گفته مىشود را انكار نمايند . به گفتههاى ابن كثير حنبلى در البداية و النهاية و كتابهاى ديگران مراجعه كنيد . شايد آنچه اخيرا از برخى افراد در خصوص شدّت محبّت آنان نسبت به زهرا عليها السّلام شنيدهايم ، از همين كتابها گرفته شده باشد .
روشن شده كه نقل حقيقت ماجراى زهرا عليها السّلام عاملى قوى و كوبنده در خود
هامش
( 1 ) دلائل الصدق ، ج 3 ، ق 1 ، ص 53 .