يا امير المؤمنين ! اگر حدود آن را تعيين كنم ، آن را برنمىگردانى .
به حقّ جدّت كه برمىگردانم .
حدّ اول عدن است .
چهره هارون تغيير كرد و گفت : عجب ! حدّ دوم ، سمرقند .
رنگ رخسار هارون تيرهتر شد .
حدّ سوم آفريقا .
چهرهء هارون سياه شد و گفت : عجب ! حدّ چهارم ساحل دريا در امتداد خزر و ارمنستان .
بنابراين چيزى براى ما باقى نماند . پس بفرما در جاى من بنشين ! امام كاظم عليه السّلام فرمود : به تو گفتم كه اگر حدود فدك را تعيين كنم ، آن را برنمىگردانى .
در اين موقع بود كه هارون تصميم گرفت امام را به شهادت رساند و يحيى بن خالد اين مأموريت را بر عهده گرفت . . . « 1 »
( 1 ) شگفتا ! زهرا عليها السّلام همان عابدهء زاهده كه شب با شوهرش على عليه السّلام روى پوستى مىخوابيد كه روز ، شتر را روى آن علف ، مىدادند « 2 » باقى ماند .
به همين دليل ما با اين گفته موافق نيستيم كه زهرا عليها السّلام با كلامى كه متضمن نوعى جسارت به على عليه السّلام و سرزنش او بود ، آن حضرت را مخاطب ساخت مگر اينكه روايت معناى ديگرى داشته باشد كه فهم ما بدان نمىرسد يا قرينهاى داشته
هامش
( 1 ) ر . ك : ربيع الابرار ، ج 1 ، صص 315 - 316 ؛ الطرائف ، ص 252 ؛ كافى ، ج 1 ، ص 543 ؛ بحار الانوار ، ج 48 ، ص 144 .
( 2 ) ر . ك : تذكرة الخواص ، صص 307 - 308 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 8 ، صص 22 - 23 .