تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
يا امير المؤمنين ! اگر حدود آن را تعيين كنم ، آن را برنمىگردانى . به حقّ جدّت كه برمىگردانم . حدّ اول عدن است . چهره هارون تغيير كرد و گفت : عجب ! حدّ دوم ، سمرقند . رنگ رخسار هارون تيره‌تر شد . حدّ سوم آفريقا . چهرهء هارون سياه شد و گفت : عجب ! حدّ چهارم ساحل دريا در امتداد خزر و ارمنستان . بنابراين چيزى براى ما باقى نماند . پس بفرما در جاى من بنشين ! امام كاظم عليه السّلام فرمود : به تو گفتم كه اگر حدود فدك را تعيين كنم ، آن را برنمىگردانى . در اين موقع بود كه هارون تصميم گرفت امام را به شهادت رساند و يحيى بن خالد اين مأموريت را بر عهده گرفت . . . « 1 » ( 1 ) شگفتا ! زهرا عليها السّلام همان عابدهء زاهده كه شب با شوهرش على عليه السّلام روى پوستى مىخوابيد كه روز ، شتر را روى آن علف ، مىدادند « 2 » باقى ماند . به همين دليل ما با اين گفته موافق نيستيم كه زهرا عليها السّلام با كلامى كه متضمن نوعى جسارت به على عليه السّلام و سرزنش او بود ، آن حضرت را مخاطب ساخت مگر اينكه روايت معناى ديگرى داشته باشد كه فهم ما بدان نمىرسد يا قرينه‌اى داشته
هامش
( 1 ) ر . ك : ربيع الابرار ، ج 1 ، صص 315 - 316 ؛ الطرائف ، ص 252 ؛ كافى ، ج 1 ، ص 543 ؛ بحار الانوار ، ج 48 ، ص 144 . ( 2 ) ر . ك : تذكرة الخواص ، صص 307 - 308 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 8 ، صص 22 - 23 .
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 265 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى