( 1 ) 2 - اقدام به ارتكاب اين جنايت در حقّ زهرا عليها السّلام و بيان آن جمله بىادبانه دربارهء پيغمبر در بستر بيمارى كه پيغمبر هذيان مىگويد ، و انجام كارهاى ديگر به منظور دست يافتن به خطيرترين و حساسترين موقعيت و منصب كه بيشترين ارتباط را با همهء جهان اسلام دارد ، و مىرساند كه مرتكب چنين اعمالى شايستگى و لياقت مقامى را كه در پى بىآن است ، ندارد و به ما مىفهماند كه او نه الگوى برتر و حاكم اسلامى است و نه مواقف و تصرفات او انعكاس ديدگاه اسلامى دقيق در همه مسائل .
بنابراين مسأله زهرا عليها السّلام مهمترين و خطيرترين مسائل و بيش از هر چيز به همهء جهان اسلام مربوط است ، و يك مسأله شخصى نبوده و نخواهد بود بلكه شخصى دانستن مسأله زهرا عليها السّلام جز كوچك كردن شأن آن و تحريف و تزوير حقيقت نيست .
( 2 ) 3 - آنچه به اين مطلب اشاره دارد اينكه : خداوند سبحان زهرا عليها السّلام را معيار تشخيص حق از باطل و صواب از خطا قرار داده است . زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به گونه صريح مقرر فرموده كه خداوند به خشم فاطمه عليها السّلام خشم مىگيرد و از خشنودى او ، خشنود مىشود و هر كه او را اذيت كند ، پيغمبر را اذيت كرده و هر كه پيغمبر را اذيت كند ، خداوند سبحان را اذيت كرده است .
بنابراين ، نوع ارتباط انسان با زهرا عليها السّلام ، نوع ارتباط او را با خدا و رسول و همهء ارزشها و الگوها تعيين مىكند و بر اساس آن ، انسان بين آنچه بايد بگيرد و آنچه بايد واگذارد ، تمايز قائل مىشود ، و بر همين اساس موضع مىگيرد ، و نوع ارتباط خود را با افراد معين مىكند .
( 3 )
وظيفهء حاضران ، نجات زهرا عليها السّلام
او مىگويد : اگر بپذيريم كه بلى ، وظيفهء زهرا عليها السّلام بود كه به مهاجمان پاسخ