ديگر زدن زهرا عليها السّلام ارتباطى به خلافت ندارد . چه يك مسأله شخصى است .
همچنان كه شخص زهرا عليها السّلام نيز ارتباطى به خلافت ندارد . مسأله خلافت به همهء جامعهء اسلامى تعلّق دارد .
( 1 ) پاسخ : پيش از پاسخ به اين گفته : به بيان يك ملاحظه مىپردازيم : مسأله زهرا عليها السّلام با اين مردم ، مسأله امامت و سپس خلافت است . زيرا اينان خود را به مقام امامت مردم منصوب مىنمايند و امامت يك مقام الهى است كه آن را براى كسانى غير از اينان قرار داده است . خلافت يكى از شئون امامت است . دليل ما تلاش آنان براى اختصاص دادن حق تشريع به خويشتن است . از اين بالاتر ، هنگامى كه يكى از آنان به واسطهء يكى از تشريعات خود مورد بازخواست قرار گرفت ، گفت : من همكار محمد هستم . « 1 » ما دربارهء اين مسأله مطالبى در كتاب : تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن عليه السّلام بيان كردهايم . به آنجا مراجعه نماييد .
( 2 ) اينك در پاسخ وى مىگوييم :
1 - اين مردم به منظور اجبار امير المؤمنين عليه السّلام براى بيعت با آنان به خانه فاطمه عليها السّلام آمدند تا بدين وسيله خلافت آنان تثبيت شود و بهرهمندى آنان از خلافت بدون حضور على عليه السّلام مورد تأكيد قرار گيرد . اما زهرا عليها السّلام و همينگونه على عليه السّلام مىخواهند آنان را از وقوع همين امر بازدارند . لذا مىخواستند زهرا عليها السّلام را از سر راه خود دور كنند تا بتوانند على عليه السّلام را به بيعت وادار سازند .
اين معركهايست كه دشمنان على عليه السّلام بر ضد او و به منظور غصب خلافت در آن فرو رفتهاند و به اعتراضات همين شخص معترض ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله او را سفارش كرده بود كه براى خلافت ، وارد معركهاى نشود . « 2 »
هامش
( 1 ) تاريخ الامم و الملوك ، ج 3 ، ص 291 ؛ الفائق ، ج 2 ، ص 11 .
( 2 ) شيخ مفيد بيان كرده كه على از پيغمبر نقل كرد كه فرمود : اگر بيست نفر شديد ، با آنان جهاد كن .