تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢

7 . زره عمرو بن عبد ود

هنگامى كه على ( ع ) عمرو را كشت و تهليل‌گويان رو به سوى رسول خدا ( ص ) داشت ، عمر بن خطّاب به آن حضرت گفت : على ، چرا زره‌اش را در نياوردى ؟ ! مگر نمىدانى كه در ميان عرب چنين زرهى وجود ندارد . على ( ع ) به او گفت : حيا كردم كه عورت پسر عمويم را نمايان سازم . يا گفت : چون بر او ضربتى زدم ، عورتش را نمايان كرد . پس از پسر عمويم حيا كردم كه زره را از تنش به در آوردم . حسكانى عقيده دارد كه رسول خدا ( ص ) از على ( ع ) در اين باره سؤال فرمود كه چرا زره عمرو را بيرون نياورده است . « 1 » گفته مىشود : هنگامى كه على ( ع ) روى سينه عمرو نشست و در حالى كه تكبير مىگفت ، مىخواست گردن وى را بزند . در اين حال عمرو از حضرت درخواست كرد كه لباسش را در نياورد . على ( ع ) به او گفت : زدن گردن برايم راحت‌تر است تا در آوردن زرهت . پس گردنش را زد . « 2 » حلبى گمان مىكند كه اين اشتباه راويان است و اين واقعه در جنگ احد با طلحة بن ابى طلحه بوده است . « 3 » پاسخ وى آن است كه در جنگ احد ، سعد از على ( ع ) پرسيد ، در حالى كه در جنگ خندق ، عمرو از على ( ع ) سؤال كرد . بدين ترتيب دو واقعهء جداگانه بوده است . به سخن ابن ابى الحديد معتزلى بازمىگرديم كه على ( ع ) و سعد بن
هامش
( 1 ) . بنگريد : الارشاد ، 61 ؛ مجمع البيان ، 8 / 343 ؛ شواهد التنزيل ، 2 / 12 ؛ بحار الانوار ، 20 / 204 ؛ 257 ؛ 41 / 73 ؛ سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 534 - 535 ؛ مستدرك حاكم ، 3 / 33 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 107 ؛ الروض الانف ، 3 / 280 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 439 ؛ سيره دحلان ، 2 / 7 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 205 ؛ سيره حلبى ، 2 / 320 ؛ خاتم النبيين ، 2 / 38 ؛ نهاية الارب ، 17 / 174 . ( 2 ) . كنز الفوائد ، 137 . ( 3 ) . سيره حلبى ، 2 / 320 .