انا على و انا بن ابى طالب * الموت خير للفتى من الهرب
من ، على پسر ابو طالب هستم . مرگ براى جوان مرد بهتر از فرار است .
رسول خدا ( ص ) فرمود : على او را فريب دادى ؟
شيخ مفيد از جابر بن عبد اللّه انصارى و ديگران بدون تصريح به نام راوى ، روايت كردهاند كه گفت : گرد و خاكى بلند شد و من آن دو را نمىديدم . ناگاه آواز تكبير شنيدم ، دانستم كه على ( ع ) او را كشته است .
ياران عمرو گريختند و از خندق عبور كردند . از اين سو نيز مسلمانان با شنيدن صداى تكبير ، پيش آمدند تا ببينند كه آنان چه كردند ؛ ديدند كه نوفل بن عبد اللّه با اسبش به درون خندق افتاده و اسب نمىتواند او را بيرون آورد . « 1 »
به روايت ديگرى ، ابن ابى الحديد گويد :
تا آن كه گرد و خاك برخاست و از درون آن بانگ تكبير شنيدند و دانستند كه على ( ع ) عمرو را كشته است . در اين هنگام بود كه پيغمبر ( ص ) و مسلمانان چنان تكبير گفتند كه مشركان در آن سوى خندق ، صدايشان را شنيدند . « 2 »
روايت شده كه عمرو ، سر على ( ع ) را زخمى كرد . على ( ع ) نزد رسول خدا ( ص ) آمد . حضرت زخم آن را به هم آورد و در آن دميد . زخم خوب شد
هامش
( 1 ) . بنگريد : سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 534 ؛ الارشاد ، 59 - 60 ؛ كشف الغمّه ، 1 / 203 - 204 ؛ اعلام الورى ، 194 - 195 ؛ تفسير قمى ، 2 / 181 - 185 ؛ بحار الانوار ، 20 / 225 - 228 ؛ 254 - 256 ؛ 41 / 90 ؛ سيره دحلان ، 2 / 6 - 7 ؛ سيره حلبى ، 2 / 319 ؛ المغازى ، 2 / 470 - 471 ؛ شرح نهج البلاغه ، 19 / 63 - 64 ؛ بهجة المحافل ، 1 / 266 - 267 ؛ حبيب السير ، 1 / 361 ؛ تاريخ ابن الوردى ، 1 / 162 ؛ المختصر فى اخبار البشر ، 1 / 135 ؛ شواهد التنزيل ، 2 / 11 ؛ تاريخ الاسلام ( ذهبى ) ، 1 / 136 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 203 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 487 ؛ البدء و التاريخ ، 4 / 218 ؛ الاكتفاء ، 2 / 166 ؛ شرح الاخبار ، 1 / 295 - 296 ؛ كنز العمّال ، 1 / 290 ؛ مناقب آل ابى طالب ، 3 / 139 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، 13 / 284 .