است ، امّا اقوال ديگرى هم هست كه عمر او را سالها بيش از اين مىدانند .
بنابراين نمىتوان او را در جنگ خندق نوجوان خواند .
ب . در آن هنگام ابو بكر و عمر نيز پيران قريش نبودند تا چه رسد ، پيش از آن . از سوى ديگر به سوارى و شجاعت هم شهره نبودند تا عمرو بن عبد ود بخواهد با آنان هماورد كند و بدين ترتيب شهرت و آوازه خويش را بالا برد .
بنابراين قتل اين دو تن نمىتوانست شوكت جنگى مسلمانان را در هم شكند و از اين بابت روحيه رزمندگان مسلمان را تضعيف نمايد . در حالى كه قتل على ( ع ) پس از پيامبر ( ص ) در سرلوحهء برنامههاى جنگى قريش قرار داشت ؛ چه او بود كه سواران قريش را در جنگهاى بدر و احد كشته بود .
از سوى ديگر ، ضرار بن خطّاب و خالد بن وليد هم در خندق واحد به رغم دستيابى آنها به عمر او را نكشتند ، بلكه از اين مواضع به دست مىآيد كه نوعى اهتمام براى نجات وى و نيز پيوستگى رشتههاى مودّت و دوستى وجود داشته است . مگر نديديم كه اسراى قريش در بدر به واسطهء ميانجىگرى و تلاش ابو بكر از مرگ رستند ؟
6 . جراحت على ( ع )
هر چند در روايات نبرد على ( ع ) و عمرو بن عبد ود آمده كه آن حضرت بر اثر ضربت عمرو ، زخمى در سر داشت ، امّا بلاذرى عقيده دارد كه على ( ع ) هرگز زخمى نشده است . « 1 »
احتمال مىدهيم كه هدف آنان از بيان اين سخن اظهار شجاعت و دلاورى عمرو بن عبد ود در قبال على ( ع ) بوده است .
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف ، 1 / 345 ؛ سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 534 .