تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
كس ديگرى همچنين تصميمى گرفته است ؟ گفتند : آرى ، به حسّان بن ثابت همچنين گفته است . من دانستم كه پيامبر ( ص ) از اين جهت ما را منع كرده است كه ما مىتوانستيم شعر زياد بگوييم ، امّا ديگران شعر كمى مىدانستند . بدين جهت تا پايان كار خندق حتى يك حرف نگفتم . در آن روز پيامبر ( ص ) فرمود : هيچ كس نبايد از آنچه دوستش گفته ، خشمگين شود ، او قصد بدى ندارد ، مگر آنچه كعب و حسان گفته‌اند . چون هر دو مايهء سرودن شعر را دارند . « 1 » به عقيدهء بيهقى ، از اين رو پيامبر ( ص ) آن دو را منع كرد كه چيزى به جانبدارى از كسى بگويند . « 2 » جعيل بن سراقه مردى صالح و نيكوكار بود و در عين حال زشت و بد منظر روز خندق با مسلمانان در كندن زمين كمك مىكرد . پيامبر ( ص ) نام او را همان روز عوض كرد و او را عمر ناميد . مسلمانان رجز مىخواندند و مىگفتند :
سمّاه من بعد جعيل عمرا * و كان للبائس يوما ظهرا
پيامبر ( ص ) او را كه جعيل نام داشت ، عمرو اسم گذاشت . امروز براى مردمان نوميد ، روز آشكارى بود . « 3 » رسول خدا ( ص ) چيزى نمىگفت ، بلكه فقط قافيه را با آنان مىخواند : عمرا ؛ ظهرا . به عقيدهء حلبى ، از سياق عبارت اسد الغابه به دست مىآيد كه فردى كه پيغمبر ( ص ) نام او را عوض كرد و عمر گذاشت ، فرد ديگرى غير از جعيل
هامش
( 1 ) . المغازى ، 2 / 447 . بنگريد : امتاع الاسماع ، 1 / 221 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 399 . ( 2 ) . دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 399 . ( 3 ) . بنگريد : سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 516 ؛ المغازى ، 2 / 447 - 448 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 409 - 410 ؛ سيره ابن هشام ، 3 / 227 - 228 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 234 - 235 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 95 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 183 ؛ بهجة المحافل ، 1 / 264 ؛ سيره حلبى ، 2 / 311 - 312 ؛ امتاع الاسماع ، 222 ؛ اسد الغابه ، 1 / 290 ؛ الاصابه ، 1 / 240 .