از امّ سلمه به سندى كه از نظر احمد بن حنبل صحيح است ، روايت شده كه پيغمبر ( ص ) در روز خندق براى مسلمانان خشت مىآورد . چنان كه موهاى سينهاش را گرد و خاك گرفته بود . « 1 »
در روايت ديگرى است كه براء بن عازب گفت : من در روز حفر خندق آن حضرت را كه موهاى سرش پرپشت بود ، ديدم كه خاك خندق را بر پشت خود حمل مىكرد . به طورى كه گرد و خاك ميان من و او مانع گرديد ، شنيدم كه با سرودههاى عبد اللّه بن رواحه رجز مىخواند :
و اللّه لو لا اللّه ما اهتدينا * و لا تصدّقنا و لا صلّينا
فانزلن سكينة علينا * و ثبّت الاقدام ان لاقينا
انّ الا ولى قد بغوا علينا * اذا أرادوا فتنة ابينا
به خداى سوگند ؛ اگر يارى و خواست خدا نبود ، هرگز به سوى هدايت راه نمىيافتيم ، هرگز صدقه نمىداديم و هرگز نماز نمىخوانديم ، سپس آرامشى بر ما فرود آور و به هنگام نبرد ، گامهايمان را استوار دار ، آنان كه هم اينك بر ما يورش آوردهاند ، زمانى خواستهاند ما را از دين بازدارند ، ليكن ما نپذيرفتهايم .
و اين گفتار را تكرار مىفرمود . « 2 »
قمى تصريح كرده كه رسول خدا ( ص ) كار حفر خندق را آغاز كرد . او مىگويد :
پيامبر ( ص ) كلنگى به دست گرفت و در بخش مربوط به مهاجران ، خودش زمين را مىكند و على ( ع ) خاك را مىبرد تا آنجا كه حضرت
هامش
( 1 ) . فتح البارى ، 7 / 308 ؛ سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 516 .
( 2 ) . بنگريد : سيره ابن كثير ، 3 / 85 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 96 ؛ صحيح بخارى ، 3 / 21 ؛ فتح البارى ، 6 / 46 ؛ 7 / 308 ؛ بهجة المحافل ، 1 / 263 ؛ المواهب اللدنيه ، 1 / 111 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 481 ؛ امتاع الاسماع ، 1 / 222 - 223 ؛ تفسير القرآن العظيم ، 3 / 579 ؛ مجمع البيان ، 8 / 341 ؛ بحار الانوار ، 20 / 199 ؛ المغازى ، 2 / 449 ؛ كنز العمّال ، 1 / 281 .