از متون پيش گفته به دست مىآيد كه برخى تلاش كردهاند به منظور وارونه ساختن حقيقت به گونهاى در اين متن تصرف نموده ، آن را به طرزى تحريف كنند . چه كوشيدهاند ، ادعا كنند كه منع حسّان بن ثابت و كعب بن مالك به خاطر توانايى آنان در سرودن شعر و ناتوانى و يا استعداد كم ديگران بوده است .
ما معتقديم كه واقعيت نبايد چنين باشد ، چرا كه به هنگام حفر خندق نيازى به اشعار و سرودههاى زياد نبود ، بلكه يك يا دو بيت شعر كافى بود تا ديگران مدتى دراز آن را تكرار كنند . آنچه تاريخ به مناسبت حفر خندق ثبت كرده ، گوياى همين نكته است . علاوه بر اين افراد فراوانى بودند كه همچون حسّان و كعب شعر مىگفتند ، امّا پيامبر ( ص ) آنان را منع نكرد .
از سوى ديگر انگيزهاى براى حسادت مردم در چنين مناسبتى وجود نداشت ، و الّا مىبايست در ساير مناسبتها نيز به حسّان و كعب حسادت ورزند و رسول خدا ( ص ) آنان دو را از سرودن شعر در هجو مشركان و بسيارى از مناسبتهاى ديگر منع كند . لااقل در متونى كه به ما رسيده موردى وجود ندارد كه در هيچ مناسبتى چنين قضيهاى پيش آمده باشد .
همهء اين نكات ما را بر آن مىدارد تا مطمئن شويم كه اين دو از حد در گذشته و سخنانى بر زبان آوردهاند كه موجب شده رسول خدا ( ص ) هر دو را از شعر و سخن در خندق منع نمايد . تأمل در تاريخ اين دو نشان مىدهد كه اشعار و سرودهاى نادرست فراوانى گفتهاند .
و . سلمان فارسى
مىگويند : در روز خندق مسلمانان اگر از كسى سستى مىديدند ، بر او مىخنديدند . در آن روز بود كه مردم دربارهء سلمان فارسى با هم بگومگو كردند . مهاجران گفتند : سلمان از ماست . او مردى نيرومند و كاملا آشنا به حفر خندق بود . انصار نيز مىگفتند : سلمان از ماست و ما به او سزاوارتريم .