فصل سوم حفر خندق ، حوادث و نشانهها
1 . شدايد و متاعب
روشن است كه كندن خندق با اين حجم در مورد يك شهر بزرگ خصوصا براى مردمى كه در سراسر زندگى خويش هرگز چنين كار عظيمى انجام ندادهاند و با توجّه به وسائل ابتدايى و بسيار محدود كه مجبور شدند برخى را از يهوديان بنى قريظه عاريه بگيرند ، كار سادهاى نبود . علاوه بر اين مسلمانان ناچار بودند ، براى تهيه ارزاق خوراكى خويش گاهى اوقات دست از كار بكشند . بنابراين طبيعى بود كه مسلمانان از دو جهت در حفر خندق متاعب و شدايد سختى را تحمل كنند ؛
أ . انجام اين عمل بسيار سخت و بزرگ در فرصت بسى كوتاه و محدود كه مستلزم تلاش و كوشش مضاعف بود ، آن هم براى مردمى كه نه تنها كارهاى كوچكتر از اين انجام نداده ، بلكه و لو براى يك بار هم در طول زندگى خويش با چنين موردى روبهرو نشده بودند .
ب . تنگناى مالى سخت كه در فقر و فاقه و ضعف و گرسنگى توأم با تلاش و كوشش مسلمانان در آن شرايط دشوار نمود پيدا كرده بود .
برخى تلاش دارند تا چنين وانمود كنند كه اين تنگناهاى مالى عمومى و