به هر حال وقتى مشركان با خندق مواجه شدند ، گفتند : اين حيلهاى است كه در ميان مسلمانان سابقه ندارد . « 1 » شايد از اين موقع انظار متوجّه سلمان شده باشد .
نكتهاى كه بنا داريم بر آن تأكيد ورزيم اين است كه اسلام مانع استفاده از تجربيات ديگران در زمينههاى مختلف زندگى نمىشود . روايت شده كه
حكمت گمشدهء مؤمن است . پس آن را بخواهيد ، هر چند نزد مشركان باشد تا سزاوار و شايستهء آن شويد .
روايات ديگرى هم به همين معنى آمده است . « 2 »
آرى ، تا زمانى كه ديگران حكمت را براى تقويت انحراف و تحكيم موقعيت مخالف حق ، اصالت و فطرت خويش به كار مىگيرند ، مؤمنان از آنها به حكمت سزاوارترند .
مىدانيم كه پيامبر اكرم ( ص ) در فتح خيبر صنعتگران و اصحاب حرف را آزاد كرد تا مسلمانان از حرفه آنها بهرهمند شوند . « 3 » چنان كه در بدر نيز اسراى مشركان را فرمود تا آنان كه چيزى براى آزادى خويش ندارند ، هر كدام ده نفر از كودكان مسلمان را خواندن و نوشتن بياموزد و در مقابل آزاد شوند . « 4 »
ج . شيوهء رايزنى و مشورت
در روايت واقدى از مشورت و رايزنى رسول خدا ( ص ) با اصحاب خود
هامش
( 1 ) . بنگريد : سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 530 .
( 2 ) . امالى طوسى ، 2 / 238 ؛ تحف العقول ، 138 ؛ غرر الحكم ، 1 / 394 ؛ بحار الانوار ، 75 / 34 ، 38 ، 307 ؛ دستور معالم الحكم ، 19 ، المجروحون ، 1 / 105 ؛ الترتيب الاداريه ، 2 / 348 .
( 3 ) بنگريد : التراتيب الاداريه ، 2 / 75 .
( 4 ) . مسند احمد ، 1 / 247 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 395 ؛ سيره حلبى ، 2 / 193 ؛ الروض الانف ، 3 / 84 ؛ الطبقات الكبرى ، 2 / 1 / 14 ؛ التراتيب الاداريه ، 2 / 348 ؛ 1 / 48 - 49 ؛ امتاع الاسماع ، 101 .