گفته شده ، خندق پيشنهاد سلمان بود . » « 1 » در مقابل ابن اسحاق و برخى ديگر از مورّخان حفر خندق را به رسول خدا ( ص ) نسبت مىدهند ، بدون اين كه كوچكترين اشارهاى به مشورتهاى سلمان داشته باشند . « 2 »
اين مطالب ما را بر آن مىدارد تا سخن واقدى را در اين باره دقيقتر بدانيم . راز سخن ابن اسحاق و ديگران را بايد در همين جستجو كرد . چنان كه احتمال مىدهيم آن دسته از مورّخان كه در اين باره ترديد كردهاند ، به كلام واقدى دست نيافتهاند و لذا نتوانستهاند بين كلام ابن اسحاق و ديگران جمع كنند .
ما نمىتوانيم شگفتى و شادمانى خود را از آگاهى و شعور سلمان فارسى پنهان كنيم . چه در فرصت مناسب به توجيه مردمانى اقدام نمود كه دربارهء روشهاى دفاعى با رسول خدا ( ص ) اختلاف داشتند . او توجيه خود را چنان مطرح كرد كه با شيوه انديشه و طرز فكر آنان موافق باشد . سلمان به آنان گوشزد كرد كه خندق پيشنهادى مىتواند از سرعت عمل سواران در جنگ به طرز قابل توجهى بكاهد و مانع هجوم آنان شود . در نتيجه كوششهاى شخصى افراد سرنوشت و نتايج جنگ را تعيين خواهد كرد .
بدين ترتيب مسلمانان پيشنهاد حفر خندق را پذيرفتند و موافقت خود را با اجراى آن اعلام و آزادانه روش دفاعى مناسب را برگزيدند . اين دقيقا همان چيزى بود كه رسول خدا ( ص ) مىخواست .
هامش
( 1 ) . بنگريد : تاريخ ابن الوردى ، 1 / 160 ؛ العبر ، 2 / 2 / 29 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 95 ؛ المختصر فى اخبار البشر ، 1 / 134 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 182 - 182 ؛ جوامع السيره ، 150 .
( 2 ) . بنگريد : سيره ابن هشام ، 3 / 226 ؛ جوامع السيره ، 148 ؛ عيون الاثر ، 2 / 55 ؛ تهذيب سيره ابن هشام ، 189 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 399 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 182 ؛ تاريخ الاسلام ( ذهبى ) ، 1 / 234 ؛ شرح الاخبار ، 1 / 292 .