تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
داشتيم ، برگرد خود خندق مىكنديم . آيا صلاح مىدانيد كه اكنون هم خندق درست كنيم ؟ « 1 » اين پيشنهاد و رأى سلمان ، مسلمانان را خوش آمد و اين مطلب را نيز به ياد آوردند كه پيغمبر ( ص ) در جنگ احد دوست مىداشت كه مسلمانان در مدينه بمانند و از شهر بيرون نروند . بدين جهت مسلمانان بيرون رفتن از مدينه را دوست نداشتند . رسول خدا ( ص ) سوار بر اسب خود شد و همراه تنى چند از ياران خود ، از مهاجران و انصار به راه افتاد تا در محله‌اى فرود آمدند . رسول خدا ( ص ) خوش‌تر مىداشت كه كوه سلع را پشت سر قرار دهد و حفر خندق را از ناحيه مذاد شروع و به ذباب و راتج پايان دهد . سلع ، كوه معروفى در بازار مدينه بود . همان روز ، كار حفر خندق به فرمان رسول خدا ( ص ) آغاز شد . حضرت مسلمانان را فراخواند و آنان را از نزديك شدن دشمن باخبر ساخت و نيروهايش را در دامنه كوه سلع ، سازماندهى كرد . « 2 » شيخ مفيد و ابن شهرآشوب ، اين جريان را به اختصار چنين گزارش كرده‌اند : هنگامى كه رسول خدا ( ص ) از اجتماع احزاب باخبر شد ، در اين باره با ياران خود مشورت كرد . آنان اتّفاق نظر داشتند كه در مدينه بمانند و در
هامش
( 1 ) مقريزى افزوده : سلمان فارسى مىديد كه رسول خدا ( ص ) ، تلاش دارد كه در مدينه بماند و اجازه دهد تا دشمن وارد شود و در داخل مدينه و در كوچه‌ها با آنان بجنگد ، از اين‌رو پيشنهاد حفر خندق را مطرح كرد ! ما نمىدانيم كه از كجا فهميده‌اند كه سلمان چنين تلاشى از رسول خدا ( ص ) مشاهده كرد ؟ و اگر واقعا چنين بوده از كجا فهميده‌اند كه رسول خدا ( ص ) مىخواست در مدينه بماند ؟ ( 2 ) . بنگريد : المغازى ، 2 / 444 - 445 ؛ امتاع الاسماع ، 1 / 219 - 221 ؛ سيره حلبى ، 2 / 311 ؛ الثقات ، 1 / 265 - 266 ؛ سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 514 - 515 .