پيمانشكنى آنها نقش داشت ؛ چه فكر مىكردند با بسط و گسترش نفوذ و سلطه خود بر مدينه و مناطق اطراف آن در بلند مدّت به دستاوردهاى مهمّ سياسى و اجتماعى نايل خواهند شد .
بنابراين اهداف آنان عقيدتى ، اخلاقى و انسانى نبود ، بلكه انسانيت و اخلاق و حتى مبانى و اصول ارزشى عقيدتى خود را هم زير پا گذاشتند و از آن گذر كردند .
5 . خرماى خيبر
در پايان اين فصل به سخاوتمندى يهود اشاره مىكنيم كه حاضر شدند براى جلب مشاركت غطفان در جنگ بر ضدّ اسلام ، محصول خرماى يك سال خيبر ، يا نيمى از محصول هر ساله آن را به اين قبيله عرب وعده دهند .
ما نمىدانيم انگيزهء يهود از اين اقدام چه بود ؟ آيا چنان كه دأب و شيوهء يهود است ، بنا داشتند ، پس از رهايى از دشمن قوىتر و خطرناكتر ، نيرنگ ورزند و از انجام تعهد خويش در قبال غطفان شانه خالى كنند ؟
آيا قبيلهء غطفان به صورت جدّى و واقعگرايانه در اين باره انديشه كرده بود ؟ اين دشمنى ريشهدار يهوديان با اسلام و پيغمبر ( ص ) چه توجيهى دارد ؟
ما نمىدانيم اين سخاوت يهود را چگونه تفسير كنيم كه در تاريخ خود جز زراندوزى ، حرص و طمع ، و بخل و حسد چيزى ندارند ؟ اين سخاوت را براى ريشهكن ساختن مردمى كردهاند كه جز وفادارى ، صداقت ، شرافت و پايبندي به ارزشهاى انسانى و الگوهاى برتر ، چيزى از آنها نديدهاند ؟
شايد تنها تفسير معقول اين سخاوت يهود چنين باشد كه احساس كردند اسلام چونان خطرى جدّى دنيا و امتيازات نارواى آنان را به شدت تهديد مىكند و با انديشهها و برنامههاى دنياگرايانه يهود براى بهرهبردارى هرچه بيشتر از ثروتهاى زمين ، و تحقير و بردگى بندگان خدا ، اختلاف عميق و اساسى دارد .
حال كه چنين است ، چرا بخشى از اموال خود را براى از بين بردن اين