ويژه براى نفوذ و سيطره بر منطقه و اطراف آن از قريش پنهان كردند و در اين باره لب به اعتراف نگشودند كه مصالح دنيوى از جمله ثروت ، تجارت ، منصب ، جاه و مقام ، و نيز لذايذ و خوشىهاى زندگى نقش مهمّى در انگيزش آنان براى جنگ با محمّد و همراهان او دارد . چه گمان مىبردند كه بسيارى از امتيازاتى كه براى خود مىخواهند ، از دست خواهد داد . نهايت چيزى كه يهوديان به صراحت از آن پرده برداشتند ، اين بود كه هيچ انگيزهاى براى جنگ با محمّد ندارند ، خبر حقد و كينههاى نهفته در درون ، دشمنىهاى باطل و تجاوزگرى و حسادت كه توجيه آشكارى ندارد ، جز اين كه نمىخواهند كه مردم ، خداپرست باشند . خداوند مىفرمايد :
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا .
« 1 »
مسلما يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيدهاند ، دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت .
از آنچه گذشت به دست مىآيد كه :
1 . هدف آشكار يهوديان ، نابودى كامل اسلام و مسلمانان بود .
2 . آنان مصمم بودند كه اين هدف خود را از راه جنگ محقق سازند و تا آخرين نفر مقاومت كنند .
3 . يهوديان در اين اقدام خود به پيغمبر ( ص ) خيانت كردند و عهد و ميثاقهاى خود را كه با او بسته بودند ، شكستند . در حالى كه طرف مقابل همچنان به پيمانهاى خود پايبند بود و هيچگونه اقدامى كه نشانگر عدم پاىبندى وى به قراردادها باشد ، انجام نداده است .
4 . عامل اصلى ارتكاب اين جنايات زشت و شوم ، فقط حقد و كينههاى درونى يهوديان بود . علاوه بر اين اهداف سياسى و اجتماعى درازمدت نيز در
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) : 82 .