بدين ترتيب مشركان قريش به آنان اعتماد كردند و با هم به ميان قبايل عرب رفتند تا آنها را براى جنگ و از پاى در آوردن محمّد ، قانع سازند و بر اين كار با هم پيمان بستند . « 1 »
از آن چه گذشت ، روشن شد كه يهوديان طرح جنگ خندق را طرح كردند و با قريش ، غطفان و ديگر قبائل عرب ارتباط برقرار نمودند و آنها را براى تفاهم ، اتّفاق نظر و اقدام براى جنگ با پيغمبر ( ص ) و مسلمانان در مدينه تشويق ، ترغيب و يارى دادند و ثلث محصول خيبر يا بيشتر را به آنها وعده كردند .
از سير حوادث به روشنى به دست مىآيد كه يهوديان بيش از همگان نسبت به اسلام و مسلمانان حقد و كينه داشتند و به رغم نشانهها و حقايقى كه دربارهء اين آيين مىدانستند و با چشم خود مىديدند ، نتوانستند با اسلام كنار آيند و طعم خوش ايمان را بچشند ، مگر افراد اندكى همچون مخيريق ، شهيد سعادتمند كه خداوند آنان را در نيل به اين كرامت و شرف عظيم توفيق عنايت كرد .
از سوى ديگر يهوديان از به دو ورود اسلام به مدينه هرگز دربارهء جنگ با مسلمانان اتفاق نظر پيدا نكردند ، زيرا به موجب پيمانهايى كه با قبايل قدرتمند و ذى نفوذ منطقه خصوصا اوس و خزرج بست ، با قدرت و افتخار وارد اين شهر شد . همواره يهوديان در برابر عزت ، قدرت و شوكت اسلام در موضع ضعف و ناتوانى قرار داشتند . از اين رو از همان لحظه نخست با شيوههاى توطئه ، پيمانشكنى ، و خيانت ، فتنهانگيزى و برانگيختن تمايلات نژادى به دشمنى با اسلام برخاستند . اين راهى بود كه يهوديان براى خود برگزيدند .
اما هدف مشركان از پذيرش درخواست يهوديان براى جنگ با محمّد ( ص )
هامش
( 1 ) . شرح الاخبار ، 1 / 288 - 291 .