تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
همانا گرامىترين شما نزد خداوند ، پرهيزگارترين شماست . و لا فضل لعربى على اعجمى الا بالتقوى . عرب را بر عجم برترى نيست مگر به پرهيزگارى . بدين ترتيب دل‌هاى يهوديان از خشم آتش گرفت و از كينه لبريز شد ؛ چنان كه بر ضد آئين اسلام توطئه كردند و پيمان‌هاى خود را با پيغمبر ( ص ) شكستند و خويش را به رنج و مصيبت مبتلا كردند . چنين بود كه واقعه بنى قين قاع و بنى نضير ، يكى پس از ديگرى به وقوع پيوست . يهوديان به گمان خويش مىخواستند از پيغمبر ( ص ) و مسلمانان انتقام بگيرند ، اما به عجز و ناتوانى خويش آگاه بودند . از اين رو به قريش و قبايل عرب روى آوردند كه از اسلام به شدت شكست خورده و در چنين جنگى به دنبال دستاوردهاى مالى و غيره مىگشتند . قاضى نعمان مىگويد : انتشار اسلام ، يهوديان منطقه را كه اهل ثروت و نعمت و صاحب رياست بودند ، به خود آورد . چه آشكارا شاهد بودند كه سيطرهء خود را بر منطقه و مشركان منكر قيامت از دست مىدهند . از اين رو رسول خدا ( ص ) را تكذيب كردند و تا آنجا كه برايشان ممكن بود ، ديگران را دربارهء نبوت آن حضرت به ترديد انداختند . پس از جنگ احد انگشت ندامت به دهان گرفتند كه چرا قريش را در جنگ با محمّد ( ص ) كه بهترين فرصت براى نابودى او بود ، يارى ندادند . چه اگر مشركان به اين جنگ ادامه مىدادند ، حتما بر مسلمانان غالب و چيره مىشدند . از اين رو نزد ابو سفيان فرستادند و به او وعدهء يارى دادند . او نيز فرصت را مناسب ديد و از آنان خواست تا در مقابل مردم ، محمّد را تكذيب كنند . چه مردم به آنان كه اهل كتاب هستند ، اعتماد دارند . بزرگان و رؤساى يهود به مكّه رفتند و به نفع مشركان گواهى دادند كه آنان از محمّد راه‌يافته‌ترند .