مسلمانان به پايهاى رسيده كه نمىتوان جز با بسيج همهء نيروهاى انسانى و امكانات مادى و معنوى منطقه آن را از بين برد . مشركان اين باور را جامهء عمل پوشاندند ، امّا
وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ .
« 1 »
و ( دشمنان ) مكر ورزيدند ، و خدا ( در پاسخشان ) مكر در ميان آورد ، و خداوند بهترين مكرانگيزان است .
1 . احزاب به روايت مورّخان
تاريخنگاران و سيرهنويسان ، چگونگى سربازگيرى و تشكيل سپاه احزاب را در كتابهاى خود ، ثبت كردهاند . در اينجا مىكوشيم به طور خلاصه به بيان اين روايات بپردازيم . يادآورى اين نكته را ضرورى مىدانيم كه سازماندهى سپاه احزاب را بيشتر بر پايه روايت واقدى بازگو خواهيم كرد ؛
گويند چون پيامبر ( ص ) بنى نضير را تبعيد كرد ، آنان به منطقهء خيبر رفتند .
گروه زيادى از يهوديان دلاور و چالاك در خيبر سكونت داشتند ، امّا خانه و زندگى و حسب و نسب آنان چون بنى نضير نبود . آنان از اين جهت برگزيده قوم يهود به شمار مىرفتند . چون بنى نضير به خيبر رسيدند ، گروهى از يهوديان به مكّه رفتند تا قريش و پيروان آنان را به جنگ پيغمبر ( ص ) تحريض و ترغيب كنند . برخى از آنان از يهود بنى وائل و ديگران از قبيلهء بنى نضير بودند .
شمارشان دوازده نفر و مطابق برخى روايات به حدود بيست نفر مىرسيد .
چنان كه در روايات مختلف از آنان چنين نام بردهاند : حى بن اخطب ، كنانة بن ربيع بن ابى الحقيق ، هوذة بن الحقيق ، هوذة بن قيس وائلى ( يا والبى ) از خاندان بنى خطمه و از قبيلهء اوس ، ابو عامر راهب يا ابو عمار - وائلى - يا ابو عماره والبى
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) : 54 .