لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا .
« 1 »
آيا كسانى را كه از كتاب ( آسمانى ) نصيبى يافتهاند ، نديدهاى كه به جبت و طاغوت ايمان دارند و دربارهء كسانى كه كفر ورزيدهاند ، مىگويند : اينان از كسانى كه ايمان آوردهاند ، راهيافتهترند .
وقتى را با هم وعده گذاشتند و به نقل برخى ، وقتى يهوديان اين سخن را بر زبان آوردند ، مشركان قريش در پاسخ به دعوت يهود براى جنگ با رسول خدا ( ص ) به جنب و جوش آمدند و با هم در اين باره اتّفاق نظر كردند و با آنان وعده گذاشتند .
صفوان بن اميه گفت : اى قريش ، همانا شما با اين قوم وقتى را قرار گذاشتيد و آنها از شما جدا شدند ، تلاش كنيد كه به وعدهء خود وفا كنيد و مثل دفعهء گذشته نشود كه با محمّد در بدر الصّفراء قرار گذاشتيم و به وعدهء خود وفا نكرديم و اين امر ، موجب گستاخى محمّد شد . من همان وقت هم دوست نمىداشتم كه ابو سفيان وعده را تعيين كند .
يهوديان بيرون آمدند تا به قبيلهء غطفان ( و قيس عيلان ) رسيدند . قريش هم به تجهيز خود براى جنگ پرداخت و در ميان اعراب راه افتاد و آنها را به يارى خود فرا مىخواند . آنها ، متّحدان غير عرب خود را هم به يارى طلبيدند .
يهوديان سپس به نزد قبيلهء بنى سليم آمدند و با آنها وعده كردند كه چون قريش حركت كردند ، آنها هم همراهشان بيرون روند . آنگاه به سراغ غطفان رفتند و محصول خرماى يك سال خيبر را براى آنان قرار دادند كه يهوديان را يارى دهند و همراه قريش به جنگ پيغمبر ( ص ) بروند . غطفان پذيرفتند و عيينة بن حصن در اين كار از همگان پيشگامتر بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) : 51 .
( 2 ) . المغازى ، 1 / 441 - 443 ؛ بنگريد : سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 512 - 513 ؛ عيون الاثر ، 2 / 55 ؛ حبيب السير ، 1 / 359 ؛ الكامل فى التاريخ ، 2 / 178 ؛ الثقات ، 1 / 264 - 265 ؛ الدر المنثور ، 2 / 172 ؛ جامع