كه به نقل شيخ مفيد در الارشاد ، همراه تنى چند از مردان بنى والبه عازم مكّه شد ، سلّام بن مسلم ، حوج بن عامر ، ابو رفيع ، و ربيع بن ابى الحقيق ، « 1 » سلّام بن ابى الحقيق كه ابن اثير او را عبد اللّه بن سلّام بن ابى الحقيق ثبت كرده است . اين جريان در سال چهارم يا پنجم يا ششم هجرت بود .
آنان چون به مكّه رسيدند ، پيش ابو سفيان رفتند كه مىدانستند از دشمنان رسول خدا ( ص ) و پيشگام جنگ با آن حضرت است . يهوديان آنچه از پيغمبر ( ص ) به آنان رسيده بود را براى ابو سفيان بازگو كردند و براى جنگ با حضرت از وى كمك خواستند . ابو سفيان گفت : هر گونه بخواهيد ، همراه شما هستيم . اكنون به نزد قريش برويد و از آنها براى جنگ با او كمك بخواهيد و تضمين كنيد كه آنان را يارى دهيد و تا ريشهكن كردن محمّد ، در كنار آنان ايستادگى نماييد . آنان به نزد بزرگان قريش رفتند و همه را براى جنگ با پيامبر ( ص ) دعوت كردند . « 2 »
آنها به قريش گفتند : ما با شما خواهيم بود تا محمّد را ( با طرفداران او ) از پا درآوريم . ابو سفيان گفت : آيا انگيزهء شما فقط همين بود و به اين منظور به مكّه آمدهايد ؟ گفتند : آرى . آمدهايم تا با شما دربارهء دشمنى و جنگ با محمّد هم پيمان شويم و بر اين كار سوگند بخوريم . ابو سفيان گفت : درود بر شما ، خوش آمديد . محبوبترين مردم در نظر ما كسى است كه ما را در ستيزه با محمّد يارى كند ، امّا به شما اعتماد نداريم ، مگر اين كه در مقابل خدايانمان سجده كنيد تا به شما اطمينان كنيم . يهوديان در برابر خدايان مشركان به سجده
هامش
( 1 ) . بنگريد : جامع البيان ، 5 / 86 ؛ تفسير القرآن العظيم ، 2 / 513 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 408 .
( 2 ) . الارشاد ، 50 .